خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 13:29کد خبر31059

با تکان شدیدى که هواپیما در فضاى اقیانوس خورد، بیدار شدم. کمربند را بستم و دیگر نخوابیدم. از فضاى جزیره بزرگ سوماتراى اندونزى که عبور مى کردیم، وضع جزیره را از بالا تماشا مى کردم؛ نسبتاً سرسبز است. نزدیک جاکارتا، جزایر فراوان کوچک از آب سر برآورده

با تکان شدیدى که هواپیما در فضاى اقیانوس خورد، بیدار شدم. کمربند را بستم و دیگر نخوابیدم. از فضاى جزیره بزرگ سوماتراى اندونزى که عبور مى کردیم، وضع جزیره را از بالا تماشا مى کردم؛ نسبتاً سرسبز است. نزدیک جاکارتا، جزایر فراوان کوچک از آب سر برآورده اند؛ مثل تپه ماهورهاى سنگى که دریا قسمت گودتر آنها را گرفته باشد.

آقاى [سیدمحمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] مدعى شد که اندونزى هفده هزار جزیره دارد که دکتر [حسن] روحانى استبعاد مى کرد. بالاخره در نوشته ها خواندیم که حدود سیزده هزار جزیره دارند و حدود یک دهم آن مسکونى است.

ساعت ده به وقت جاکارتا، سر موعد مقرر و ساعت هفت و نیم به وقت تهران در فرودگاه قدیمى شهر که نزدیک جاکارتاست، فرود آمدیم. استقبال رسمى از من و عفت انجام شد. آهنگ سرود ملی قدیمى ما را که اخیراً عوض شده است، در مراسم خواندند. گروه رقص محلى را که در فرودگاه براى میهمانان داشتند و زن بودند، به خاطر ما عوض کردند و گروه مرد آوردند. آنها به جاى رقص، برنامه محلى دیگرى ارایه کردند.

کمى در سالن نشستیم و با آقاى [محمد] سوهارتو، رییس جمهور [اندونزی] احوال پرسى کردیم. سپس با آقاى عارفین، وزیر همراه و رییس کمیسیون مشترک ایران و اندونزى به هتل هیلتون رفتیم. در سالن ورودى هتل هم گروهى براى اجراى نوعى ساز و ضرب محلى، براى میهمانان نمایش مى دادند. کارکنان هتل که بیشتر زن بودند، با نوعى توجه خاص به هیأت ایرانى مى نگریستند.

چون اینجا نزدیک خط استواست، روزشان حدود دوازده ساعت است. هوا معتدل و شرجى با دمای بین 24 تا 28 درجه سانتیگراد است. در سوئیت مخصوص هتل، دکتر ولایتى و همراهانش که جلوتر براى آماده کردن برنامه ها آمده اند، کارها را توضیح دادند و برنامه ملاقات ها را گفتند. به درخواست خودمان به کاخ رفتیم و ساختمان محل برگزارى کنفرانس [سران کشورهای جنبش عدم تعهد] را دیدیم؛ جالب است. سالن بزرگى از قدیم داشته اند و براى انجام این کنفرانس، قسمت هاى جدیدى که سالن هاى بسیار بزرگ است، به آن اضافه کرده اند.

گفتند سالن در مدت هشت ماه ساخته شده است که اگر درست باشد، قدرت اجرایى بالایى را نشان مى دهد. تونلى هم احداث کرده اند که هتل هیلتون، محل اقامت میهمانان را از زیر زمین به ساختمان کنفرانس متصل مى کند و حدود ششصد متر است. قسمتى از این تونل را با ماشین هاى برقی کوچک که با باطرى کار مى کند، طى کردیم؛ ماشین ها سرعت ندارند، به گونه اى که بعضى از همراهان پیاده،

ما را همراهى مى کردند.

از آنجا به محل رزیدانس خودمان آمدیم که ملک ایران است و در محله اعیان نشین شهر واقع شده است. ساختمان قدیمى است، ولى بد نیست. در راه، توضیحات زیادى از میهمان دار دربارة وضع اقتصادى و اجتماعى اندونزى گرفتم. همه چیز گران و بدون سوبسید[= یارانه] است و مزد کارگران کم است. بعد از ناهار و استراحت و تماشاى تلویزیون، استحمام کردم.

عصر علما و سران روحانى شهر جاکارتا آمدند. لباس شان شبیه مردم عادى است و مثل ما نیست. عربى هم کمى بلدند. یکى از بزرگان شان صحبت کرد و خیرمقدم گفت. اول صحبتش آیه و حدیثى خواند، سپس با زبان اندونزیایى حرف زد. یکى از طلاب آنها که در ایران درس خوانده است، حرف هایش را به فارسی ترجمه می کرد. سپس من حرف زدم و همان طلبه به زبان اندونزیایی ترجمه کرد. جلسه دوستانه و گرمى بود. موقع خداحافظى، با همه آنان مصافحه کردم و خودشان را معرفى نمودند. بعضى هاشان شیعه بودند و بعضى ها به ایران آمده بودند.

سر شب رفتیم و مقدارى شهر را گشتیم. خیابان هاى نبحل و بحرین و سودرمن که از مهم ترین اند. آقاى [سید اصغر] قریشى، سفیرمان توضیحات خوبى داد.

برگشتیم، شام خوردیم و برنامه هاى تلویزیون را تماشا کردیم. بچه ها به هتل رفتند و من و عفت و یاسر و جمعى از پاسداران ماندیم. در اخبار کنفرانس، به هیأت ایرانى توجه خوبى مى شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا