خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:43کد خبر32532

در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. جمعى از میهمانان هفته وحدت هم شرکت کرده بودند. محسن هم با من آمد. فائزه و مونا و حسن خداحافظى کردند و براى سفر تابستانی رفتند. ظهر فرشته و مهدی و محسن و فؤاد، ناهار اینجا بودند. عفت تلفنى

در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. جمعى از میهمانان هفته وحدت هم شرکت کرده بودند. محسن هم با من آمد. فائزه و مونا و حسن خداحافظى کردند و براى سفر تابستانی رفتند. ظهر فرشته و مهدی و محسن و فؤاد، ناهار اینجا بودند. عفت تلفنى اطلاع داد که پس فردا شب مى رسند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا