فاطی را با حالت درد به بیمارستان منتقل کردند. عفت هم خیلی ناراحت بود؛ می ترسید. آقای [حسین] محلوجی آمد. نگران رای نیاوردن است. قرار بود پیش از ظهر به مجلس بروم، ولی تصمیم گرفتیم در جلسه عصر شرکت کنم. تا ظهر به مذاکرات مجلس گوش دادم. حرف های وزراء از
فاطی را با حالت درد به بیمارستان منتقل کردند. عفت هم خیلی ناراحت بود؛ می ترسید. آقای [حسین] محلوجی آمد. نگران رای نیاوردن است. قرار بود پیش از ظهر به مجلس بروم، ولی تصمیم گرفتیم در جلسه عصر شرکت کنم. تا ظهر به مذاکرات مجلس گوش دادم. حرف های وزراء از نمایندگان منطقی تر است. آقای [مجید] قاسمی [رئیس بانک مرکزی] از مجلس آمد. از تلاش خط 3 برای مخالفت با جمعی از وزرا گفت.
ساعت دو بعدازظهر به مجلس رفتم. پس از ختم مذاکرات، من آخرین دفاع را از وزرا نمودم . خبر رسید که رادیکال ها در جلسه یکصدوده نفره شان تصمیم گرفته اند که به شش نفر از وزرائی که در خط خودشان نیستند، رأی مخالف بدهند. در صحبت ها این تصمیم را مورد انتقاد قرار دادم. به دفترم برگشتم. مدتی با محسن حرف زدیم. نتیجه رأی گیری را اعلان کردند و معلوم شد تمام 22 وزیر رأی آورده اند که مایه خوشحالی است و باعث سرافکندگی خط رادیکال که برخلاف نصایح، شکست خوردند. خیال می کردند در مجلس اکثریت دارند .
آقای [حسن] حبیبی تلفنی خواست که فردا به بهشت زهرا و مرقد امام برویم؛ پذیرفتم. به احمدآقا اطلاع دادیم که اگر می خواهد بیاید. با آقای خامنه ای تلفنی صحبت کردم. از نتیجه رای مجلس خوشحال اند. قرار شد فردا به ملاقات ایشان برویم. گفتم از جانشینی فرماندهی کل قوا استعفاء می دهم که به کار کشور برسم.
شب عفت آمد. گفت حال فاطی بهتر است ولی احتمال سقط جنین وجود دارد. آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد. توصیه هایی درباره سیاست خارجی و مذاکرات صلح داشت. آقای [جواد] اژه ای آمد. از اینکه آیت الله خامنه ای گفته اند حکم آقای [میرحسین] موسوی را برای بنیاد جانبازان سه ساله صادر می کنند، اظهار نگرانی کرد. خاطرات چند روز را که ننوشته بودم، نوشتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام