دیشب کسى جز من در منزل نبود. تنها صبحانه خوردم و از قورمه هایى که آقاى نیازُف سوغات آورده بود، استفاده کردم. دیشب هم شام نخورده بودم؛ چون عصرانه دیروز، از همین قورمه ها که دوست دارم، خورده بودم. شبیه قورمه هایى است که در کودکى، در بهرمان نوق خودمان درست
دیشب کسى جز من در منزل نبود. تنها صبحانه خوردم و از قورمه هایى که آقاى نیازُف سوغات آورده بود، استفاده کردم. دیشب هم شام نخورده بودم؛ چون عصرانه دیروز، از همین قورمه ها که دوست دارم، خورده بودم. شبیه قورمه هایى است که در کودکى، در بهرمان نوق خودمان درست مى کردیم. به همین جهت بیشتر مورد علاقه است. آقاى نیازُف گفت در سفر گذشته، فهمیده بود من دوست دارم، قبل از آمدن، گوسفندی کشته اند و قورمهکرده و درون سیرابى آن گذاشته اند. ما قبلاً در پوست گوسفند مى گذاشتیم.
براى مراسم عید میلاد [حضرت رسولاکرم(ص)]، به دفتر رهبرى در حسینیه رفتم. من صحبت کوتاهى کردم و صحبت مفصل رهبرى را هم شنیدم؛ هر دو نفر به آمریکا حمله کردیم، چون دیروز [بیل] کلینتون، [رییسجمهورآمریکا]، به ایران حمله کرده است.
به خانه برگشتم. به پاسداران عیدی دادم. ظهر تنهایى غذا خوردم؛ محسن بعداً رسید. تمام وقتم، صرف کارها و مطالعه گزارشها و بولتن ها شد. شب با محسن رفتیم و دفتر نشر آثارم را دیدم ؛ نزدیک خانه مان است. اسناد را خوب جمع کرده اند. فعالیت زیادی شده است. با محسن شام خوردیم. عفت و یاسر و کاظم از کرمان برگشتند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام