خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 11:26کد خبر32921

جمعى از اعضاى هیأت انصارالحسین (ع) آمدند. قبل از انقلاب، این هیأت یکى از مراکز عمده سخنرانى و تبلیغ و تدریس من بود و اسنادی که از ساواک دربارة من مانده، قسمتى مربوط به همین هیأت است. آقاى مصطفى میرخانى تشکر کرد و من هم صحبت دوستانه اى با اشاره به سوابق

جمعى از اعضاى هیأت انصارالحسین (ع) آمدند. قبل از انقلاب، این هیأت یکى از مراکز عمده سخنرانى و تبلیغ و تدریس من بود و اسنادی که از ساواک دربارة من مانده، قسمتى مربوط به همین هیأت است. آقاى مصطفى میرخانى تشکر کرد و من هم صحبت دوستانه اى با اشاره به سوابق و نیز اسناد ساواک نمودم. مبلغى کمک براى زلزله زدگان خراسان آوردند.

آقای [غلامرضا] آقازاده، وزیر سابق نفت آمد. براى کار آینده اش مشورت نمود و براى کار با من اظهار علاقه کرد و از بروز اختلاف بین رهبرى و رییس جمهور در آینده و بروز مشکلات اظهار نگرانى نمود و تمجید زیادی از مدیریت من کرد.

آقایان [علی] غیورى و [محسن] قرائتى، [رییس ستاد اقامه نماز] آمدند. براى تهیه و اجراى طرحى براى ازدواج جوانان استمداد کردند و نیز براى راهنمایى طلاب قم که در اثر سوءمدیریت به وضع بدی رسیده اند. خواستند که در مراسم ترویج نماز در ارومیه شرکت کنم.

آقاى حسین مرعشى، [نماینده کرمان] آمد. وضع مجلس و وضعیت جناح مقابل شان و مشکلى را که براى آقاى عبدالله نورى در وزارت کشور پیش آمده -که رهبرى با عزل تیمسار لطفیان، [فرمانده نیروی انتظامی] و [محمدرضا] نقدی، [فرمانده حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی] موافقت نکرده اند- توضیح داد. آقاى نورى هم از خود در مورد امنیت ناجا سلب مسئولیت کرده و قرار شده که حکم جانشینى فرمانده کل قوا هم داده نشود.

عصر آقاى زنگنه، [وزیر نفت] آمد. گزارش سازمان کنفرانس اسلامى و نیز پیشرفت همکارى هاى اقتصادی ما با عربستان سعودی را داد. آقاى [سیروس] ناصری از ژنو آمد و از رکود همکارى مان با کشورهاى اروپایى گفت و دربارة مذاکره با برزان تکریتى در مورد روابط با عراق کسب نظر کرد.

خانواده اخوى احمد، محمود و موسوى، براى مراسم آشتى احمد و پروین آمدند. عقد ازدواج شان را خواندم. مدتی است با تقاضاى پروین، دادگاه طلاق داده است. اینک با شروطى دوباره ازدواج کردند. عفت هم بود. قرآنى و چند جلد از کتاب هایم را هدیه دادیم. به خانه آمدم. روى کلید قرآن کار کردم. عفت هم به مراسم قدردانى از خانم [شهلا] حبیبى در دانشگاه الزهرا رفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا