خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 00:02کد خبر33286

با شکایت سودان، امروز شوراى امنیت [سازمان ملل]، براى رسیدگى به حمله موشکى به این کشور توسط آمریکا، بحث مى کند. فشار زیادی برآمریکا وارد مى شود؛ کارش قابل توجیه نیست. کارخانه داروسازى بوده و سازمان ملل هم براى فروش محصولات براى عراق، قرارداد داشته است.

با شکایت سودان، امروز شوراى امنیت [سازمان ملل]، براى رسیدگى به حمله موشکى به این کشور توسط آمریکا، بحث مى کند. فشار زیادی برآمریکا وارد مى شود؛ کارش قابل توجیه نیست. کارخانه داروسازى بوده و سازمان ملل هم براى فروش محصولات براى عراق، قرارداد داشته است.

تا ساعت یازده و نیم در منزل مطالعه کردم. سپس به دفتر رهبرى رفتم؛ براى ملاقات ایشان. ساعت دوازده از مشهد آمده بودند. حال شان هنوز طبیعى نیست.گفتند بعد از سفر به تهران، دوباره دچار نوسان شده اند. دربارة انتخابات مجلس خبرگان صحبت کردیم. ایشان اظهارآمادگى کردند که اگر تقاضایى از سوى هیأت رییسه خبرگان یا شوراى نگهبان بشود، سران سه قوه را به عنوان عضو مجلس خبرگان نصب کنند. اشکالات کار، منجمله مخالفت با قانون اساسى و احتمال عدم پذیرش آقاى [سیدمحمد] خاتمى و تمایل جناح ایشان، براى شرکت در لیست نامزدها و مخالفت آقاى [ابراهیم] امینى و بعضی از اعضاى هیأت رییسه را گفتم. پیشنهاد اولی ما اجازه معافیت از امتحانات، برای شرکت در انتخابات بود که رهبرى این را نمی پسندند و گفتند، در این مورد اقدامى نمى کنند.

مسأله استعفای آقاى [محسن] رضایى از دبیرى مجمع تشخیص مصلحت مطرح شد. معلوم شد، بعد از حدود یک ماه، هنوز نامه استعفا به ایشان نرسیده؛ تعجب کردم. مسأله افغانستان مطرح شد. ایشان با ورود و اقدام نظامى ایران در افغانستان، موافق نیستند و دو شرطى که کرده اند، تقریباً تعلیق به محال است؛ گرفتن هدف و تحویل آن به گروهى از افغان ها که قدرت حفظ آن را داشته باشند و مراجعت نیروها، ظرف 48 ساعت، چون قابل اجرا نیست، نیروها از اقدام نظامى منصرف شده اند، ولى دستور یافته اندکه حدود شش لشکر از سپاه و ارتش را براى جلوگیرى از شرارت طالبان و آمادگى براى اقدام احتمالى، در مرز مستقر کنند و نیز دستور یافته اند که طرح گرفتن گروگان هاى مهم از طالبان، به منظور نجات اُسراى ایرانى را آماده کنند. مقدارى هم وقت صرف احوال پرسى ها شد. به مشهد مراجعت مى کنند.

به دفترم رفتم. کارها را انجام دادم. آقاى دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. در مورد ترور شهید [سیداسدالله] لاجوردی و ضرورت حفاظت بیشتر صحبت کردیم. معلوم شد، یکى از تروریست ها بازداشت شده، ولى با خوردن سیانور، خود را کشته است. دربارة افغانستان و استعفاى آقای [علاءالدین] بروجردی صحبت شد که قرار شده فعلاً بماند. دکتر روحانى از اینکه اطرافیان آقاى خاتمى، مسایل امنیت را آلوده به سیاست مى کنند، انتقاد کرد.

در مورد انتخابات مجلس خبرگان و تبلیغات و جوى که جناح چپ راه انداخته اند و تصمیم شوراى نگهبان بر سخت گیرى در شرایط و امتحان و مشکل آقای خاتمی که اگر بخواهد نامزد شود، ناچار است امتحان بدهد و احتمال داغ شدن مشاجرات و دربارة شرایط کلى سیاسى کشور و زیر سئوال رفتن اصل ولایت فقیه و مشکل برگرداندن اعتماد گذشته مردم به این اصل و مشکل جایگزینى با اصلاح نظام ولایى و احتمالات انتخابات خبرگان و نیز مشکلات اقتصادی کشور و عدم کارآیى طرح سامان دهى اقتصادی رییس جمهور، بحث شد.

شب در دفترم ماندم. آقاى [ابراهیم] امینى از قم تلفن کرد و گفت، آقاى [سیدحسن] طاهرى خرم آبادی، نقل کرده است که من هم نظر مساعدی در مورد نصب سه قوه در مجلس خبرگان از سوى رهبرى ندارم و ناراحت است. خبر مذاکره با رهبرى را دادم؛ راحت شدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا