به بیرون شهر نجف آباد، براى افتتاح بیمارستان تأمین اجتماعى رفتیم. قرار بود دیروز عصر افتتاح کنیم؛ تأخیر داشتیم و هوا تاریک شده بود. هلى کوپترها نتوانستند فرودآیند. گذرا و بدون تشریفات افتتاح کردیم. از چند مریض عیادت کردم. بیرون بیمارستان، مردم جمع شده
به بیرون شهر نجف آباد، براى افتتاح بیمارستان تأمین اجتماعى رفتیم. قرار بود دیروز عصر افتتاح کنیم؛ تأخیر داشتیم و هوا تاریک شده بود. هلى کوپترها نتوانستند فرودآیند. گذرا و بدون تشریفات افتتاح کردیم. از چند مریض عیادت کردم. بیرون بیمارستان، مردم جمع شده بودند. براى دلجویى از مردم نجف آباد، چندکلمه اى راجع به نجف آباد و افتخاراتش حرف زدم. به دلیل تأخیر در برنامه ها، تا آخر شب دایم تحت فشار روحى و ناراحتى بودم.
به محل کارخانه ساخت مواد اولیه داروها به نام «شهید مدرس»، در منطقه تیران و کرون رفتیم. دکتر [جواد] اژه اى توضیحات داد؛ کار مهمى است. تاکنون دو واحد براى ساخت دو ماده اصلى ساخته شده و به تدریج سایر واحدها ساخته مى شود. پنج هزار هکتار زمین هم گرفته اند که براى پاکى محیط، درختکارى کنند و قسمتى را بادام کوهى کاشته اند که خود نوعى داروى گیاهى است و برنامه کشت داروهاى گیاهى دارند. آقاى [محمدرضا] نعمت زاده، [وزیر صنایع]، هم دربارة کمیت صنایع دارویى صحبت کرد و من هم صحبت دلگرم کننده اى نمودم و بر توجه به داروهاى گیاهى تأکید کردم. به نظرم رسید، ارز زیادی مصرف شده است.
به شهر تیران پرواز کردیم. به تقاضاى آقاى [حسین] مظاهرى، [رییس حوزه علمیه اصفهان] در برنامه گذاشته اند. آقاى مظاهرى هم آمده بود؛ اهل آنجا است. در مراسم استقبال، جانبازی که یک دست خود را از دست داده، سوار بر اسب آمد و نمایش خوبى داد و من هم در سخنرانى از او تجلیل کردم. اجتماع پُرشورى داشتند. [آقای امامی]، امام جمعه، خیرمقدم بلیغى گفت، ولى بیشتر به زبان عربى بود. سرود خوبى هم اجرا کردند. با اینکه آقاى مظاهرى در گذشته از موسیقى سنتى انتقاد کرده بود، ناچار شد بنشیند. به ایشان گفتم، انتقاد او درست نیست. من هم سخنرانى کوتاهى کردم. خواسته مهم مردم، شهرستان شدن تیران است که وعده بررسى دادم. آقاى مظاهرى تقاضا داشت قبول کنم.
به سوى خمینى شهر پرواز کردیم. ابتدا جاده کمربندی را افتتاح کردیم. در خیابان استقبال پُرشورى کردند. اجتماعاتشان هم خوب بود. [آقای احمدی]، امام جمعه و نیز [آقای ابطحی]، نماینده شهر، ضمن خیرمقدم، خواسته ها را مطرح کردند. من هم صحبت دلگرم کننده اى نمودم و از سوابق درچه و سده گفتم.
به شاهین شهر پرواز کردیم. با بیش از یک ساعت تأخیر رسیدیم. نزدیک ظهر، هواى گرم شهر باعث شده بود، جمعى از مردم پراکنده شوند. باز هم اجتماع خوبى بود. بچه ها سرودی خواندند. [آقای موسوی]، امام جمعه، خیلى حرف زد. من هم صحبت کوتاهى کردم. چون شهر جدید است، ساختار خوبى دارد. در کنار ورزشگاه، سالن مرکز ساخت زیردریایى بود که از آن بازدیدکردم. زیردریایى هاى کوچک مرطوب دو نفره به تولید رسیده و پنج فروند سفارش گرفته اند. صد تُنى و پنجاه تُنى هم ساخته اند. کار خوبى شده است. سپاه با کمک دانشگاه صنعتى اصفهان، از زمان فرماندهى من شروع کرده بودند.
سپس براى مراسم فارغ التحصیلى دانشگاه علوم و صنایع دفاعی رفتیم. [دکتر رُکنی زاده]، رییس دانشگاه، گزارش خوبى داد و از سیاست هاى مترقى دولت تجلیل کرد. من هم چند جمله اى در اهمیت دانشگاه براى صنایع نظامى صحبت کردم و جوایز شش دانشجوى ممتاز را دادم. براى نماز و ناهار و استراحت رفتیم. سپس در جلسه توجیهى صنایع هواپیمایى و هلى کوپترى هسا [= شرکت صنایع هواپیماسازی ایران] شرکت کردیم. آقاى [علیرضا] بختیارى، گوینده خوش ذوق صداوسیما که کارمند صنایع دفاع هم هست، مقاله اى با آن صداى گرم و پُرانرژی، دربارة عظمت سیاست هاى ایران ساز من خواند که بعداً به ایشان گفتم، زیادی مبالغه کرده است. آقاى اسلامى توضیحات داد. از نمایشگاه ساخت هلى کوپتر، هواپیما و هواپیماهاى بدون سرنشین بازدید کردیم. سپس از سالن هاى کارگاه که خیلى عظیم است، دیدارى داشتم. فوق العاده خوشحال اند که ساخت هواپیماى مسافربرى آنتونوف را که با همکارى اُوکراین مى سازیم، به آنها محول شده است. در فرودگاه، مانور هلى کوپترهاى بازسازى شده توسط هسا و پرواز هواپیماى آموزشى ساخته خودشان را تماشا کردیم. هواپیما نمایش خوبى داد. به سالن اجتماعات رفتیم و آقاى [محمد] فروزنده، [وزیر دفاع]، گزارش داد. من هم صحبت تشویق آمیز نمودم و از نیروهاى انسانى باکیفیت بالاى هسا قدردانى نمودم.
به محل ساخت بزرگراه کمربندی اصفهان در ادامه بزرگراه کاشان با اصفهان که اولى را سپاه مى سازد، رفتیم. سردار [مرتضی] قربانى، [فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع )]، گزارش داد و من صحبت تشویق آمیز نمودم. به کنگره بزرگداشت سرداران شهید اصفهان در ورزشگاه 22 بهمن رفتیم. جمعیت عظیمى آمده بودند؛ حدود سى هزار نفر. خوشحال شدند و به شدت استقبال کردند. با حضور من برنامه هاى عادی، تحت الشعاع قرار گرفت. نمایشى دادند. سردار [مرتضی] قربانى و سردار [یحیی رحیم] صفوى، [جانشین فرمانده کل سپاه] صحبت کردند، ولى مردم توجهى نمى کردند. حضار نظم جلسه را به هم زدند و به صحن ورزشگاه ریختند. من هم صحبت کوتاهى کردم.
به دبیرستان صادقیه، براى افتتاح حدود صد طرح آموزشى وزارت آموزش و پرورش رفتیم که از محل وقف صارم الدوله ساخته شده است. بعد از نماز، مراسم با صحبت دکتر [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] و من انجام شد. مردم محل، اجتماع پُرشورى اطراف مدرسه روى بام ها داشتند.
براى افتتاح فروشگاه بزرگ زنجیره اى رفاه در میدان لاله رفتیم. بسیار خوب و جامع است؛ به خاطر ضیق وقت، توقف نکردیم و گشتى در فضاى فروشگاه زدیم. عفت و همراهان هم آمده بودند. آقاى [جلال الدین] طاهرى اصفهانى، [امام جمعه اصفهان] هم از کنگره تا اینجا همراه من بودند. ازدحام جمعیت اطراف فروشگاه، فوق العاده و احساساتشان غیرقابل کنترل بود؛ با زحمت راه باز کردند.
دیداری عبورى از کتابخانه آقاى کمال فقیه ایمانى نمودیم. «اصرار زیادی داشت»، گفتم خبرى بدهند. سپس با اصرار آقاى [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل امور اداری و استخدامی]، بازدید کوتاهى از مرکز اسناد ملى اصفهان داشتم و افتتاح شد. نمایشگاه جامع [سازندگی و فولاد 75] اصفهان را نیز افتتاح کردیم؛ خیلى باشکوه است، به خصوص صنایع فولاد که از سراسر کشور هم آورده اند. قرار بود که مراسم افتتاح هشت کارخانه صنعتى را هم داشته باشیم که به خاطر ضیق وقت و خستگى انجام نشد و گفتم خبر آن را بدهند. در اجتماع حضار، پس از خیرمقدم آقاى [محمود] اسلامیان، معاون سیاسى استاندارى، صحبت کوتاهى کردم. به فرودگاه رفتیم. بلافاصله با بدرقه آقاى [حسین] مظاهرى، [رییس حوزه علمیه اصفهان] و [آقای اسحاق جهانگیری]، استاندار و مسئولان به سوى تهران پرواز کردیم. شام را در هواپیما خوردیم. ساعت دوازده و نیم شب، با خستگى خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام