خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 10:10کد خبر31426

پیش از ظهر در دفترم ماندم و ضمن انجام کارها به مذاکرات مجلس دربارة کابینه گوش دادم. نزدیک ظهر به مجلس رفتم و در دفاع از وزرایى که مورد انتقاد قرار گرفته بودند، صحبت کوتاهى نمودم. از وزیران نفت، جهادسازندگی و معادن و فلزات، بیشتر از دیگران دفاع کردم؛

پیش از ظهر در دفترم ماندم و ضمن انجام کارها به مذاکرات مجلس دربارة کابینه گوش دادم. نزدیک ظهر به مجلس رفتم و در دفاع از وزرایى که مورد انتقاد قرار گرفته بودند، صحبت کوتاهى نمودم. از وزیران نفت، جهادسازندگی و معادن و فلزات، بیشتر از دیگران دفاع کردم؛ چون به نظر مى رسید، بخشى از جناح اکثریت مجلس براى حذف آنها برنامه ریزى کرده و به صورت تشکیلاتى و باندی عمل مى کنند. سرانجام آنها رأى آوردند،

عکس معرفی کابینه به مجلس

اما دکتر نوربخش که احتمال رد شدنش ضعیف بود، رأى نیاورد.

جمعى از نمایندگان شکایت کردند که بخشى از نمایندگان راست، از همفکرانشان کارت سفید وزراى مورد مخالفت خود را مى گیرند تا نتوانند رأى مثبت به آنها بدهند. به رییس مجلس تذکر دادم. گفت مانع این کار شده است. ولى بالاخره این مسأله خلاف کشف شد که باعث اخطار آیین نامه اى نمایندگان جناح مقابل شد.

ساعت سه بعد از ظهر نتیجه رأى گیرى اعلام شد. قبل از اعلام، مهدی آمد و خبر افتادن دکتر نوربخش را داد. دکتر روحانى هم تلفنى خبر داد. براى همه مایه تعجب بود، چون در مذاکرات، مخالفتى با او نبود.

دکتر [حسن] حبیبى و [مسعود روغنی] زنجانى آمدند. از سقوط آقای نوربخش ناراحت بودند. پیشنهاد کردند که به گونه اى جبران کنیم. پُست معاونت رییس جمهور در امور اقتصادی را راه جبران مى دانستند. آقاى [مسعود روغنی] زنجانى، مسئولیت سازمان برنامه و بودجه را پیشنهاد مى کرد.

آقاى [علی] لاریجانى، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]، تلفنى اطلاع داد که تلویزیون بى بى سى بلافاصله خبر را نقل کرده و تحلیل روى آن گذاشته است. پیشنهاد داشت که من براى تغییر مسیر تحلیل ها، اقدام ضربتى در مورد او داشته باشم. آقاى نوربخش را خواستم. پس از مذاکره، قرار شد حکم معاونت براى ایشان و سرپرستى [وزارت امور اقتصادی و دارایی] براى آقاى [محمدجواد] وهاجى، قائم مقام فعلى وزارت صادر شود؛ حکم ها صادر و اعلان شد.

شب به ستاد مرکزى سپاه رفتم. در مراسم عزادارى [رحلت پیامبر اکرم(ص)] شرکت و صحبت کردم. دیر وقت به خانه رسیدم. خسته شام خوردم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا