خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:08کد خبر28950

امروز احساس بقای درد پا و کمر بیشتر است؛ به خاطر نخوردن دارو در شب گذشته. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. برخلاف سال های گذشته، [امروز عاشورا] آقای [سیدعباس] کوثری برای ذکر مصیبت نیامد. چون امسال به جای روضه در حسینیه جماران، در کنار مرقد امام مراسم داشتند.

امروز احساس بقای درد پا و کمر بیشتر است؛ به خاطر نخوردن دارو در شب گذشته. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. برخلاف سال های گذشته، [امروز عاشورا] آقای [سیدعباس] کوثری برای ذکر مصیبت نیامد. چون امسال به جای روضه در حسینیه جماران، در کنار مرقد امام مراسم داشتند.

عصر آقای [محمدحسن] رحیمیان [از اعضای دفتر امام خمینی] آمد. مقداری ارز و طلای اهدائی خارجیان برای جمهوری اسلامی را آورد و در خصوص احتمال منزوی شدن خط « [مجمع] روحانیون مبارز» اظهار نگرانی کرد و از من استمداد نمود.

آقای [محمد] فروزنده اطلاع داد که جلسه مشترک سران ارتش و سپاه برای تقسیم دو سمت وزارت و ریاست ستاد به نتیجه روشنی نرسیده و پیشنهادهای ناقصی ارائه کرده اند. از مشهد تلفنی اطلاع دادند که اخوی محمود که آنجا است، تلفنی تهدید به مرگ شده، ترسیده و تقاضا داشت که او را با حفاظت به فرودگاه ببرند. ناهار برایمان از غذاهای نذری عاشورا آوردند. کمی هم برای شب مانده است.

آقای [سیدکمال] خرازی، تلفنی گفت تبلیغات غربی ها برای گروگان ها زیاد است و ما ساکتیم. گفتم مشورت کنند و تبلیغاتی در جهت مظلومیتمان درخصوص مسدود بودن اموالمان در آمریکا به راه بیاندازند و توضیح بدهند که مسائل لبنان ربطی به ما ندارد و انتظار شفاعت با جار و جنجال نمی سازد و مشخصاً این سئوال را جا بیندازند که علت مسدود شدن اموال ما چیست؟

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا