خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:04کد خبر28948

در منزل ماندم. عفت از رفسنجان تلفنی سلامتی خودش و کسالت حاجیه والده را خبر داد. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. ترجمه نهج البلاغه را که تکمیل و آماده چاپ کرده، آورد. دکتر ولایتی تلفنی خواست که برای اعزام هواپیمای 747 برای

در منزل ماندم. عفت از رفسنجان تلفنی سلامتی خودش و کسالت حاجیه والده را خبر داد. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. ترجمه نهج البلاغه را که تکمیل و آماده چاپ کرده، آورد. دکتر ولایتی تلفنی خواست که برای اعزام هواپیمای 747 برای بردن امکانات به لبنان تأکید کنم. گفتم به پاکستان برای استرداد منافق قاتل فشار بیاورند.

شب بچه ها برای مراسم عزاداری رفتند و من تنها شام خوردم و خوابیدم. با رهبری تلفنی مذاکره کردیم. جریان مذاکره خودشان با آقای موسوی اردبیلی [رئیس قوه قضائیه] را تعریف کردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا