خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 07:34کد خبر31029

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور آمد. راجع به بى نظمى هایى که ممکن است به خاطر مسایل اخیر از سوى حزب اللهى ها پیش آید، نگران بود. دربارة ضرورت اعتدال در سیاست داخلى و خارجى گفت. دربارة مبارزه با مواد مخدر و زندانیان

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور آمد. راجع به بى نظمى هایى که ممکن است به خاطر مسایل اخیر از سوى حزب اللهى ها پیش آید، نگران بود. دربارة ضرورت اعتدال در سیاست داخلى و خارجى گفت. دربارة مبارزه با مواد مخدر و زندانیان این بخش هم مذاکره شد.

آقاى [علی اکبر] مسعودى[خمینی] و دامادش آقای موسوى آمدند. از مشکلات مسئولیت جدید تولیت حرم حضرت معصومه گفت و براى اجراى طرح میدان آستانه، خواست که نظر آستانه هم جلب شود. گفت مقدار صد کیلوگرم طلا به دستور امام از آستانه براى احداث سد پانزده خرداد قم، به بنیاد پانزده خرداد داده شده است. اصرار داشت که براى غبارروبى به قم بروم.

آقاى [محمدمحمدی] رى شهرى، [تولیت آستان حضرت عبدالعظیم حسنی] آمد براى آستانه حضرت عبدالعظیم کمک خواست؛ وام براى اصلاح ساختار و اجراى طرح حرم. گفتم براى آقاى [عبدالمجید] معادیخواه، به رهبرى پیشنهاد عفو کنند.

آقایان [احمد] وحیدى، شمس[= محمدرضا نقدی] و ابطحى از سپاه آمدند. گزارش سفر به بوسنى و هرزگوین و بردن اسلحه با پرواز هواپیمای 747 را دادند. اوضاع جنگ و زندگى مردم را گفتند؛ تأثرانگیز است و به نظر مى رسد کسى به داد مسلمانان آنجا نخواهد رسید. سلاح، نفت، مشاوره نظامى و حضور نمایندگان سیاسى ما را خواسته اند.

عصر دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه] آمد و گزارش سفر به ایتالیا را داد. شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. تصمیم گرفتیم به بوسنى و هرزگوین کمک شود. همچنین مقرر شد در استان سیستان و بلوچستان، در مقابل اشرار وحدت فرماندهى به وجود آوریم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا