خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 18:00کد خبر29187

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه ونیم، کارها را انجام دادم. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد. در مورد راه اندازى دو راکتور کوچک در اصفهان، از نوع آبى و گرافیت که از چین گرفته ایم، گزارش داد و براى سرعت کارها استمداد کرد.

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه ونیم، کارها را انجام دادم. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد. در مورد راه اندازى دو راکتور کوچک در اصفهان، از نوع آبى و گرافیت که از چین گرفته ایم، گزارش داد و براى سرعت کارها استمداد کرد.

دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] آمد؛ براى امور جارى نظرخواهى کرد و گزارش دیدار از مجتمع تحقیقات موشکى جهاد سازندگی را داد. آقاى[محمدجواد] لاریجانى آمد. تحلیلى از اوضاع جهانى و برنامه هاى آمریکا براى اروپا، خاورمیانه، ژاپن و خلیج فارس داد؛ پیشنهاد تقویت ارتباط با اروپا را داشت.

عصر آقاى عبدالله نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش سفر به شرق و جنوب کشور و اجرای طرح هاى عملیاتى براى کنترل مرزها و مبارزه با قاچاق را داد و خواست بخشنامه اى از سوى من، براى جلوگیرى از حضور افراد بدحجاب در مراکز دولتى صادر شود.

آقاى[علاءالدین] بروجردى، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه] آمد. گزارش وضع افغانستان، کشمیر و بعضى دیگر از کشورهاى شرق را داد و دربارة مسایل مربوط به آنها مشورت کرد. او گفت چینى ها بعد از حوادث سال گذشته، آزادی ها را و منجمله آزادى هاى اسلامى را محدود کرده اند.

افطار، تمام کارکنان دفتر، محافظان و انتظامات، مهمان من بودند. بعد از افطار براى آنها صحبت کوتاهى کردم. تا ساعت هشت و نیم، در دفترم کار کردم و به خانه آمدم. عفت هم از مهمانى نوة امام آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا