خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 18:00کد خبر29184

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم، آقاى[حسین] مظفر، مدیرکل آموزش و پرورش معزول تهران آمد؛ از خودش دفاع کرد و اتهامات گروه گرایى، باندبازى و مخالفت با رهبرى را بى اساس خواند و از عزل و نصب هاى زیاد آموزش و پرورش شکایت کرد. آقای[عباس]امام جمعه،

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم، آقاى[حسین] مظفر، مدیرکل آموزش و پرورش معزول تهران آمد؛ از خودش دفاع کرد و اتهامات گروه گرایى، باندبازى و مخالفت با رهبرى را بى اساس خواند و از عزل و نصب هاى زیاد آموزش و پرورش شکایت کرد.

آقای[عباس]امام جمعه، قارى ایرانى که در مسابقات بین المللی قرآن کریم کشور مالزى، مقام اول را به دست آورده است، همراه با[آقای علی اکبر حنیفی]، داور ایرانى آمدند و گزارش کار دادند. آنها از پیشرفت فنون قرائت قرآن در ایران، پس از انقلاب، ستایش کردند؛ تشویق شان کردم . به قارى ده سکه بهار آزادى و به داور یک سکه همراه با کتاب «امیرکبیر، یا قهرمان مبارزه با استعمار» هدیه دادم.

اعضای شوراى مرکزى دفتر تحکیم وحدت آمدند. از خودشان درخصوص اتهامات مخالفت با رهبرى و دولت و مواضع افراطی و تندروى، دفاع کردند و براى مشکل بروز جریان اسلامى مخالف شان، تحت عنوان «جامعه اسلامى دانشجویان» و زیاد شدن اختیارات نمایندگان رهبرى در دانشگاه ها و طبعاً پیشامد محدودیت براى خودشان استمداد نمودند.

دکتر ولایتى[وزیرامور خارجه] آمد. درباره مسالة گروگان ها در لبنان و روابط با عربستان سعودی و پاسخ به اتهامات وارده توسط رسانه هاى غربى علیه ایران، مذاکره و تصمیم گیرى شد.

عصر هیأت دولت جلسه داشت. در خصوص نحوة تهیه و تصویب آیین نامه هاى برنامه و بودجه تصمیم گیرى کردیم و درباره مناطق آزاد مذاکره شد. اعضای هیأت دولت، افطار میهمان من بودند. در راه خانه، به منزل بچه ها رفتم. در منزل فاطى پذیرایى شد. منازل نوساز محسن و فائزه را هم دیدم؛ بد نیست. بهتر از این هم مى شد ساخت؛ تاکنون منازلشان را ندیده بودم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا