خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 22:37کد خبر28840

ساعت نه ونیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رفتم. تیمسار شهبازی [رئیس ستاد مشترک ارتش] درباره همراهان نظامی در سفر شوروی پرسید. آقای علی جنتی درباره کارهای دفتر [فرماندهی کل قوا] مراجعات داشت. آقایان [موسی] رفان [فرماندهی نیروی هوایی سپاه] و [حسین] دهقان

ساعت نه ونیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رفتم. تیمسار شهبازی [رئیس ستاد مشترک ارتش] درباره همراهان نظامی در سفر شوروی پرسید. آقای علی جنتی درباره کارهای دفتر [فرماندهی کل قوا] مراجعات داشت.

آقایان [موسی] رفان [فرماندهی نیروی هوایی سپاه] و [حسین] دهقان آمدند وگزارش وضع نیروی هوای سپاه را دادند؛ ناراضی اند. خوب تدارک نمی شوند، چون تکلیف آینده معلوم نیست. آقای اکبری آمد. گزارش وضع نیروهای [ناظر صلح سازمان ملل] یونیماک را داد و از سختگیری ساحفاجا [= سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] و از کمی تدارک گله کرد. آقای [ابراهیم] سنجقی آمد و مشورت کرد که مسئولیت بازرسی سپاه را بپذیرد.

عصر هیأت مدیره کانون بازنشستگان نظامی و انتظامی آمدند. گزارش وضع را دادند و نیازها را گفتند. از توجه من به کانون ابراز رضایت کردند. حدود دویست هزار بازنشسته نیروهای مسلح دارند. سرهنگ غلام رضایی رئیس کارخانه تعمیر تانک مسجدسلیمان آمد و از کارشکنی انجمن اسلامی گله کرد.

آقای [سیدحسن] فیروزآبادی آمد. درباره ستاد نیروی زمینی سپاه و تقسیم بودجه دفاعی مذاکره شد. بچه ها به مراسم شب احیاء رفته اند و من در خانه تنها هستم. قسمت عمده شب را به دعا و مطالعه گذراندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا