خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 13:30کد خبر31686

عفت براى تشییعجنازه همسردایى اش رفت و من با والده و همشیره فاطمه و یاسر صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم. مطابق معمول، کارها را تا ساعت دهونیم صبح انجام دادم. [آقای علیرضا تابش]، استاندار خوزستان آمد. گزارش وضع استان و نیازها را داد و براى رفع نیازها

عفت براى تشییعجنازه همسردایى اش رفت و من با والده و همشیره فاطمه و یاسر صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم. مطابق معمول، کارها را تا ساعت دهونیم صبح انجام دادم. [آقای علیرضا تابش]، استاندار خوزستان آمد. گزارش وضع استان و نیازها را داد و براى رفع نیازها استمداد کرد.

آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. گزارش تهیه مقدمات سمینار علمى [علوم و تکنولوژی] پلیمر را داد. بنا شد، پیام بدهم. براى احیای قنات جنوب تهران، کمک بیشتر خواست؛ آب زیادی به دست مى آید و مزاحمت آبهاى زیرزمینى براى تهران کم مى شود. آقاى [مصطفی] میرسلیم، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]، براى دستور کار شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مسایل وزارت ارشاد آمد. [آقایان حسینشریعتمداری، سیدمحموددعایی، سیدمرتضینبوی، غفورگرشاسبی و مسیح مهاجری]، مدیران جراید کیهان، اطلاعات، رسالت، ابرار و جمهورى اسلامى آمدند. در مورد مسایل کلى و سیاست هاى نظام بحث شد. براى حل مشکلات اقتصادیشان کمک خواستند.

عصر تا ساعت شش، کارها را انجام دادم. شوراى عالى ادارى جلسه نداشت. به خانه آمدم. والده و همشیره هم مانده بودند. در حیاط خانه، با هم کاهو خوردیم. فاطى هم آمد و فشار خون والده را گرفت؛ 5/15 روى 5/8 بود، ولى حالشان بد نیست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا