خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 22:12کد خبر33164

در خانه بودم. وقت با استراحت و پیاده روى در حیاط و مطالعه کتاب «دین و دولت» حامد الگار و روزنامه هاى دیروز و گزارش های خبرگزارى [ایرنا] روى تلکس و کامپیوتر گذشت. ظهر همه بچه ها جمع بودند و ناراحت که نمى توانند به خاطرکار و مدرسه، همراه ما به مُغان

در خانه بودم. وقت با استراحت و پیاده روى در حیاط و مطالعه کتاب «دین و دولت» حامد الگار و روزنامه هاى دیروز و گزارش های خبرگزارى [ایرنا] روى تلکس و کامپیوتر گذشت. ظهر همه بچه ها جمع بودند و ناراحت که نمى توانند به خاطرکار و مدرسه، همراه ما به مُغان بیایند.

شب حسن آقا خمینى آمد. وضع حوزه [علمیه] قم را تعریف کرد و گفت، موقعیت رهبرى نزد بعضی در قم خوب نیست و از پیش آمد نمازجمعه گذشته، اظهار ناراحتى کرد و از وضع اقتصادی و سیاسی کشور استفسار نمود. گفت، دوستان چپ آقاى خاتمى، او را براى مراعات نظرات شان، تحت فشار مى گذارند. از من خواست که شب عاشورا در مرقد سخنرانى کنم؛ نپذیرفتم.

در گزارش ها، رأى اعتماد پارلمان روسیه به آقاى [سرگئی] کرینکو مهم است؛ با اینکه در دوبار گذشته رأى ندادند و با تهدید جدی آقاى یلتسین، [رییس جمهور روسیه]، مبنى بر انحلال پارلمان در صورت رد شدن او در دور سوم، عقب نشینى کردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا