خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:31کد خبر31309

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای وین لوین]، سفیر آکرودیته عکس وزیران آسیا برمه براى تقدیم استوارنامه آمد. لباس مخصوصى داشت. سپس [آقای مصطفی سی سه]، فرستاده ویژه آقای عبدودیوف، رییس جمهور سنگال آمد. فرانسه و عربى تکلم مى کرد. از مواضع

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت ده صبح، [آقای وین لوین]، سفیر آکرودیته برمه براى تقدیم استوارنامه آمد. لباس مخصوصى داشت. سپس [آقای مصطفی سی سه]، فرستاده ویژه آقای عبدودیوف، رییس جمهور سنگال آمد. فرانسه و عربى تکلم مى کرد. از مواضع اسلامى و ضداستکبارى ما تجلیل کرد و مدعى شد که آنها هم مواضع ما را قبول دارند و به خاطر عدم شناسایى اسراییل تحت فشار هستند و در انتخابات آینده مجلس، احزاب رقیبشان از سوى استکبار تقویت مى شوند و احساس خطر مى کنند. با این توضیحات، از ما در حدود سه - چهار میلیون دلار کمک مالى براى تبلیغات انتخابات مجلس خواست. گفتم چون کمک خارجى ما باید با تصویب پارلمان باشد، بررسى مى کنیم.

مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. دو دستور نیمه تمام مورد بحث قرار گرفت و ادامه آن به جلسه بعد موکول شد. تا عصر کارها را انجام دادم و قبل از مغرب براى دیدن تعمیرات در دست اجرا به منزل رفتم؛ پسندیدم. به اقامتگاه آمدم. با عفت و فاطى و على شام خوردیم. یاسر از ارومیه تلفن کرد و گفت مى خواهد تا نخجوان برود و شنبه برمى گردد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا