خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 22:30کد خبر28833

به دفتر فرماندهی کل قوا رفتم. آقای کیانی آمد. اقدامات خود در خصوص تنظیم صنایع [پدافند] ش . م. ر [شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیو] را گفت و برای ادامه کار مشورت کرد و گزارش تهیه مواد اولیه صنایع را داد. آقای مبلّغ آمد از روی نقشه، طرح وصل دو رودخانه

به دفتر فرماندهی کل قوا رفتم. آقای کیانی آمد. اقدامات خود در خصوص تنظیم صنایع [پدافند] ش . م. ر [شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیو] را گفت و برای ادامه کار مشورت کرد و گزارش تهیه مواد اولیه صنایع را داد. آقای مبلّغ آمد از روی نقشه، طرح وصل دو رودخانه میمه و دویرج در ایلام و در شمال خوزستان را داد. بناست به صورت یک مانع مهم آبی در مرز، از دهلران تا هور مهار شود و برای عمران اراضی مجاور مورد استفاده قرار گیرد؛ طرح مهم عمرانی ـ نظامی است.

معاونان ستاد کل و وزرای سپاه و دفاع و فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش و سپاه آمدند. درباره خریدهای نظامی احتمالی از شوروی مذاکره شد و موارد مورد نظر انتخاب گردید. تا ساعت چهار بعد از ظهر استراحت کردم و سپس کارهای نظامی را انجام دادم.

تیمسار [مصطفی] ترابی [فرمانده حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارش اقدامات ساحفاجا [= سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] در شناسائی عوامل منحرف و جاسوس ارتش را داد و درباره توسعه طلبی وزارت اطلاعات در اختیارات شکایت کرد.

آقایان نیلی و توکلی آمدند. گزارش کار صنایع الکترونیک نظامی شیراز را دادند و استمداد نمودند. آقای [علی] فلاحیان [معاون وزیر اطلاعات] آمد. درباره صنایع تانک و هواپیما و تعمیرات گزارش داد. نزدیک غروب به خانه آمدم. عفت به جلسه فاتحه مرحوم دکتر اسدی لاری رفته بود. شب آمد. او از اظهارات آقای [محمد] یزدی راجع به آیت الله منتظری گله داشت

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا