بعد از سحر خوابم نبرد. ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت ونیم گزارش ها را خواندم. آقای رئیس زاده آمد و تذکر داد در مجلس هم افرادی برای برنامه ریزی سفر شوروی معین شوند. جلسه ای با حضور هیأت دولت و جمعی از نمایندگان، برای پیگیری کار برنامه
بعد از سحر خوابم نبرد. ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت ونیم گزارش ها را خواندم. آقای رئیس زاده آمد و تذکر داد در مجلس هم افرادی برای برنامه ریزی سفر شوروی معین شوند.
جلسه ای با حضور هیأت دولت و جمعی از نمایندگان، برای پیگیری کار برنامه پنجساله داشتیم. [آقای روغنی زنجانی] وزیر برنامه و بودجه و [آقای میرحسین موسوی] نخست وزیر گزارش کار دادند. از زمان بندی مقرر دو ماه عقب هستند. نماینده ها اعتراض داشتند. بالاخره قبول کردیم و با جمع بندی مذاکرات جلسه توسط من، قرار شد تا هفته دیگر کلان کمی برنامه را بدهند و مصوبات شوراهای بخشی را تدریجاً به کمیسیون های مربوطه برسانند و حداکثر آخر تیرماه، برنامه کامل را تحویل مجلس بدهند.
به دفترم برگشتم. تا ساعت شش بعداز ظهر ماندم. دکتر ولایتی با گروه مدیر برنامه کنفرانس خلیج فارس آمدند. گزارش کار دادند و مشورت و نظر خواهی نمودند . کتاب های امیرکبیر [یا قهرمان مبارزه با استعمار] تألیف خودم را که برای هدیه عید نمایندگان در نظر گرفته ام، امضا نمودم.
ساعت شش ونیم به خانه رسیدم. بچه ها افطار مهمان بودند. عفت ماند و بعد از افطار من، به مهمانی منزل اخوی محمد رفت. شب آقای عبدالله نوری آمد. مقداری درباره وضع سپاه صحبت کرد و درباره اصلاح قانون اساسی مذاکره شد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام