خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:19کد خبر28458

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها آمده که هواپیمای کویتی را در قبرس سوخت داده اند و به الجزایر رفته و گفتگوها با میانجیگری الجزایر آغاز شده است. گروهی از کارکنان [واحد طراحی مرکز تحقیقات] پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی [اصفهان] که اتومبیل های

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها آمده که هواپیمای کویتی را در قبرس سوخت داده اند و به الجزایر رفته و گفتگوها با میانجیگری الجزایر آغاز شده است.

گروهی از کارکنان [واحد طراحی مرکز تحقیقات] پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی [اصفهان] که اتومبیل های رفع آلودگی مناطق شیمیایی زده را می سازند، به همراه نمونه های کار خود به مجلس آمدند. رفتم و نمونه ها را دیدم و سپس برای آنها صحبت کردم . آنها یکصد اتومبیل وانت تویوتا که مجهز شده به جبهه می برند.

در دفترم آقایان [رسول] منتجب نیا ، [سید حسین] قطمیری، [مصطفی] قادری، [پرویز] ملک پور، محمدی سلسله دلفان و [اسدالله] بادامچیان آمدند و از انتخابات و مسائل مربوط به آن گله داشتند، در دو جهت متناقص؛ هرکس شکست خورده گله دارد و ناراضی است.

سه موشک عراقی به تهران خورد . یکی از آنها در دانشکده افسری در جوار مجلس فرود آمد که چند شیشه مجلس هم شکست. عصر در دفترم کارهای مجلس را انجام دادم و سر شب جمعی از اعضای هیأت رئیسه مجلس آمدند. پیشنهاد کردند که برای کم شدن خطر اصابت موشک، جلسات مجلس را در زیرزمین تشکیل دهیم.

شب با جمعی از سران جامعه روحانیت مبارز [تهران] در دفتر آیت الله خامنه ای جلسه داشتیم. از انشعابات و عدم توفیق در انتخابات ناراضی اند و بعضی ها پیشنهاد دارند که در مرحله دوم در انتخابات شرکت نکنند که من و آقای خامنه ای مخالفت کردیم و قرار شد آقای مهدوی کنی با امام ملاقات کنند و بخواهند که امام جبران کنند، به نحوی که حیثیت جامعه روحانیت مبارز مخدوش نشود . دیر وقت به خانه آمدم. عفت هم شرحی از شکایات بعضی از خانم های آشنا را در مورد انتخابات نقل کرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا