خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/08 - 16:46 کد خبر 25954

امروز تعطيل بود، از خانه بيرون نرفتم. باران سنگينى باريد و مزاحم انجام راهپيمايى شد. ساعت نه صبح، احمدآقا خمينى تلفن كرد.

امروز تعطيل بود، از خانه بيرون نرفتم. باران سنگينى باريد و مزاحم انجام راهپيمايى شد. ساعت نه صبح، احمدآقا خمينى تلفن كرد. ايشان بايستى پيام امام را در مراسم راهپيمايى ‌قرائت كند، نگران بود كه تكليف چيست، دنبال مرجعى مى‌گشت كه رسماً اعلام لغو راهپيمايى كند كه تكليف قرائت پيام هم معلوم شود. در تماس با ستاد نماز جمعه، مسئولان را پيدا كردم و گفتم با دفتر امام تماس بگيرند و تكليف را معين كنند. دو ساعت بعد اعلام شد كه به خاطر شدت بارندگى راهپيمايى پايان يافت؛ ولى بعداً معلوم شد كه مردم فداكار و پراستقامت، زير رگبار باران در خيابان‏ها مانده و به ميدان آزادى رسيده‌اند و ميدان را ترك نكرده‌اند. آقاى [احمد] جنتى هم سخنرانى كرده و قطعنامه هم قرائت شده است. 

پيام امام را از راديو شنيدم. در اخبار بعدازظهر خوانده شد . خيلى متين و جالب و حساب ‌شده بود. [امام در اين پيام] به تخلف روزنامه‌هاى ميزان و انقلاب اسلامى  از فرمان آرامش‌ اشاره داشتند و اشاره به دستورى كردند كه به دادستان كل كشور، در مورد تعقيب متخلفان ‌همين دو روزنامه داده‌اند. انصافاً آقاى بنى‌صدر در [ستون] كارنامه روزنامه [انقلاب اسلامى] مورخ 11/1/60 وقاحت را از حد گذرانده و به همه حتى رهبر، اهانت نموده . پيدا است كه ‌اينها تشنج را طالبند. 

در پيام امام در مورد جنگ و هيأت ميانجى هم مطالبى آمده كه سياست آقاى بنى‌صدر را محكوم مى‌كند. آقاى بنى‌صدر در كارنامه ديروز نوشته، مايل است به جنگ خاتمه بدهد و صلح كند، ولى شعارهاى راهپيمايى امروز و اظهارات امام، يقيناً راه را براى ايشان بسته است.

عفت و فاطى به دعوت مسئولان بنياد شهيد به ديدار هزاروهفتصد نفر از خانواده‌هاى ‌شهداى خوزستان به هتل استقلال رفتند و تا آخر شب با آنها بودند. در غياب آنها محمود محى‌الدينى، نصرت، بچه‌هايش و رضا آيت‌اللهى آمدند. محمود از ركود و باندبازى در شركت ‌نفت مى‌گفت و اظهار مى‌داشت، باند حاكم است و مى‌خواست فكرى بكنيم.

آقاى اشراقى داماد امام تلفن كرد و براى عده‌اى از تصفيه شدگان وقت گرفت كه بيايند در رابطه با لايحه بازسازى با من صحبت كنند. ايشان درباره ايده‌هايش در اروميه و نياز به ‌همكارى سپاه صحبت كردند . آقاى جعفر مطهرى از تجار بازار آمد و از آقاى جلال‌الدين ‌فارسى در اهتمام به ملى‌گرایى و تأييد راه [دكتر محمد] مصدق و محكوم كردن آيت‌الله كاشانى، ناراحت بود. سخنرانى ايشان را در قزوين - كه مورد اعتراض‏شان بود - آورده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا