چه آوارگی ها که شد بر من آوار
خداحافظی ها به امید دیدار
خوشا نامت ای عشق دمی غم نبینی
که بر دل نشاندی غم دلنشینی
به خاطر بیاور که جز خاطراتت ندارم پناهی
سوالم تو بودی جوابم تو بودی سر هر دو راهی
زمانه تنم را به هر زخمی آراست
نگاه تو اما مرا زنده میخواست
نترسیدم از عشق از این شور و این شرم
نترسیدم از مرگ دم زندگی گرم
به هر ماجرایی دلم گفت آری
پشیمانی ام نیست از این بیقراری
بخواهی نخواهی تو را دوست دارم
بگویی نگویی مرا دوست داری
زمانه تنم را به هر زخمی آراست
نگاه تو اما مرا زنده میخواست
نترسیدم از عشق از این شور و این شرم
نترسیدم از مرگ دم زندگی گرم
تقریبا اکثر برنامههای تلویزیون و رادیو رو حتی بیشتر از قبل میبینم و پیگیری میکنم؛ فارغ از محتوا و نقد سریال سوران که از شبکه یک صدا و سیما پخش میشه ترانه تیتراژ پایانی اون فوق العاده هست.
شعری بسیار عمیق و زیبا از محمدمهدی سیار، با ملودی حرفهای از مسعود سخاوت دوست و صدای معرکه محمد معتمدی که من روی این ترانه چند تصویر گذاشتم.
کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام