محمد کیانوش راد
از همان زمان ، که دکتر زیباکلام را شناختم ، می شد مشکل اصلی او را تشخیص داد ، مشکلِ او در جامعه ریازده ما ، صداقت ، صراحت و شجاعت و آزادگی در اندیشه ، گفتار و رفتار بود .
در اولین ارتباط به خوبی می شد حریّت ، و صداقت و حق طلبی و افتادگی را در او دید . باهمه دانشجویان ، اعم از چپ ، راست ، لاییک ، حزب اللهی ، مخالف و موافق و …. برخوردی از سر مهر و آزادگی داشت .
در همان حال منتقدانه، جلوی تندروی ها و روبروی جریانی که پشت نقابِ بنام دین و نظام ایستاده بودند ایستاد .
پس از جوسازی های همان جریانمتحجّر و انحصار طلبِ همچنان موجود ، که اکنون در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران قوی تر هم شده اند ، استاد دکتر سید جواد طباطبایی را با انواع حِیل اخراج نمودند و دانشگاه را از استادی بزرگ محروم ساختند.
در این میان ، حتی برخی از اساتیدِ بنام ، اگر چه شدیدا متاثر و مخالف بودند ، اما ترجیح دادند سکوت کنند و صدایی از آنها شنیده نشد .
این تنها ، دکتر زیبا کلام بود که رسما و با نوشتن بیانیه و ارسال آن به مقامات ، موضع گرفت و آنرا محکوم کرد و در ضمن آن انتقاد و مخالفت خود را بامفهوم « اسلامی کردنِ علوم انسانی » که بهانه اخراج اساتید بود و هنوز هم هست ابراز نمود .
دفاعِ واقع بینانه او از هاشمی رفسنجانی، از طعن و لعن جریان چپِ آن زمان و برخی اصلاح طلبان کنونی دور نماند و او را بعضا با عناوینی می نواختند . او را نشناختند .
در آن ایام ، جناح چپ ،منتقدِ سرسخت سیاست های اقتصادی و سیاسی هاشمی رفسنجانی بود . تصور آن بود که سر و سری با هاشمی رفسنجانی دارد و لابد در قبال مواهبی چنین می گوید . در حالی که او سال ها بعد به دیدار هاشمی رفت .
بی تعارف ، سخن دردمندانه دهباشی ، تلنگری بر همگان ، خصوصا اصلاح طلبان نواخت .
زمانه ی بدی شده است . زمانه بی حسی است . خیل دستگیری ها و زندانی ها ، گویی برای همه ، عادی شده است و دفاع از حق اولیه زندانیان سیاسی هم خود جرمی بزرگ شده است . تا جایی که سخنی هم ، ولو همدردانهاز کاندیدای اصلاح طلبان نمی شنویم .
امید ما ، اکنون به ناامیدی از امید تبدیل شده است .
همه چیز عادی شده است و اخبار زجرخانواده ها و حبس و حصرِ آزادگان ملت ، خبری در کنار دیگر اخبار نه چندان مهم .
سیاسیون کمتر سخنی از میرحسین و رهنورد و کروبی ، و از تاج زاده و زیبا کلام و سعید مدنی و نرگس محمدی … می گویند . حتی کاندیدای اصلاح طلبان دفاع از دربندان را وظیفه خود نمی داند .
آنکه امروز ، آنهم در کارزای انتخابات می گوید تکلیف مالایطاق از من نخواهید ، و این کار و آن کار در حوزه مسئولیتِ من نیست ، فردا چه خواهد گفت و چه خواهد کرد . از سایر جهات فعلا در می گذرم .
برخی هم باخوش اندیشی و یا ساده دلانه ، هر سخنی را مانع راه باریک آزادی و روزنه هایشان می بینند . به زبان بی زبانی می گویند ، باقدرتکنار بیایبد تا راهی برایمان باز کند . سخنی نگویید ، یا فعلا نگویید و ساکت باشید تا راه بن بست باز شود .
برای مصطفی تاج زاده و سعید مدنی و محصورین و سایر دربندان به ناحق دربند آرزوی آزادی دارم . و برای صادق زیبا کلام ، که جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد ، آرزوی سلامتی و رهایی از بند را از خدای رحمانِ منتقمِ خواهانم .
*نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام