عیسی کلانتری، سیاستمدار، مدیر اجرایی، پژوهشگر کشاورزی و چهره شاخص جریان اصلاحطلب و فنی-تکنوکرات ایران، متولد ۱۳۳۱ در شهر مرند (استان آذربایجان شرقی)، یکی از باسابقهترین مدیران ارشد جمهوری اسلامی در حوزههای کشاورزی و محیط زیست است. کارنامه او در طول حدود چهار دهه، با ترکیبی از مسئولیتهای وزارتی طولانیمدت، مدیریت نهادهای پژوهشی و صنفی، و سرانجام مأموریتی پرمناقشه که نام او را برای همیشه با سرنوشت دریاچه ارومیه گره زد، شکل گرفته است.
عیسی کلانتری کیست؟
عیسی کلانتری، سیاستمدار، مدیر اجرایی، پژوهشگر کشاورزی و چهره شاخص جریان اصلاحطلب و فنی-تکنوکرات ایران، متولد ۱۳۳۱ در شهر مرند (استان آذربایجان شرقی)، یکی از باسابقهترین مدیران ارشد جمهوری اسلامی در حوزههای کشاورزی و محیط زیست است. کارنامه او در طول حدود چهار دهه، با ترکیبی از مسئولیتهای وزارتی طولانیمدت، مدیریت نهادهای پژوهشی و صنفی، و سرانجام مأموریتی پرمناقشه که نام او را برای همیشه با سرنوشت دریاچه ارومیه گره زد، شکل گرفته است.
اهمیت کلانتری در سپهر اجرایی-سیاسی ایران از چند جهت قابل بررسی است. نخست، او یکی از طولانیمدتترین وزرای حوزه کشاورزی در تاریخ جمهوری اسلامی است که در دولتهای اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیریت این بخش حیاتی اقتصاد کشور را در دوران بازسازی پس از جنگ بر عهده داشت. دوم، او از اعضای مؤسس حزب کارگزاران سازندگی و دبیرکل «خانه کشاورز» است؛ جایگاهی که او را به یکی از چهرههای شاخص جریان میانه و تکنوکرات ایران بدل کرده است. سوم، و شاید پرمناقشهترین وجه کارنامه او، نقش وی بهعنوان دبیر «ستاد احیای دریاچه ارومیه» از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ است؛ مأموریتی که با وعدههای صریح درباره احیای این دریاچه همراه بود، اما در عمل با ادامه روند بحرانی این پهنه آبی به پایان رسید و به یکی از موضوعات داغ بحث در حوزه محیط زیست ایران بدل گشت.
کلانتری در دولت دوازدهم به ریاست حسن روحانی، همزمان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بود. او در حال حاضر از مناصب رسمی کناره گرفته است، اما همچنان بهعنوان یک کارشناس و چهره مطرح در حوزههای کشاورزی، آب و محیط زیست، در رسانهها و گفتوگوهای تخصصی حضور دارد و دیدگاههای صریح و گاه جنجالی او درباره بحران آب و محیط زیست ایران، بازتاب گستردهای مییابد.
زندگی و پیشینه
عیسی کلانتری در سال ۱۳۳۱ در شهر مرند، در استان آذربایجان شرقی، به دنیا آمد. منطقه شمال غرب ایران، که زادگاه کلانتری است، از مناطق مهم کشاورزی کشور به شمار میرود و این پیوند اولیه با منطقهای کشاورزی، در شکلگیری گرایشهای تخصصی بعدی او بیتأثیر نبوده است.
تحصیلات دانشگاهی کلانتری، بهطور کامل در حوزه کشاورزی و علوم زراعی شکل گرفت. او در فاصله سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴، دوره کارشناسی زراعت و اصلاح نباتات را در دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به ایالات متحده آمریکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد فیزیولوژی زراعی را از دانشگاه نبراسکا دریافت کرد. در ادامه، در فاصله سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ میلادی)، مدرک دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی را از دانشگاه ایالتی آیووا (Iowa State University) اخذ کرد.
دوره تحصیلات تکمیلی کلانتری در آمریکا، با سالهای انقلاب ۱۳۵۷ و تثبیت جمهوری اسلامی همزمان بود. او پس از اتمام تحصیلات و در آغاز دهه ۱۳۶۰، به ایران بازگشت و در شرایطی که کشور با جنگ ایران و عراق و چالشهای بازسازی نهادهای علمی و اجرایی روبهرو بود، فعالیت حرفهای خود را در حوزه کشاورزی آغاز کرد. تخصص دانشگاهی او در فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی، یکی از منابع اصلی صلاحیت تخصصی او در مسئولیتهای بعدی به شمار میرفت.
آغاز فعالیت حرفهای و نهادهای پژوهشی
پس از بازگشت به ایران، کلانتری مسئولیتهای متعددی را در نهادهای پژوهشی و علمی حوزه کشاورزی بر عهده گرفت.
او در دورهای، رئیس مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر بود ـ یکی از مهمترین مراکز پژوهشی کشاورزی ایران که در زمینه بهنژادی، تولید بذرهای اصلاحشده و ارتقای بهرهوری محصولات کشاورزی فعالیت میکند.
همچنین، ریاست سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی ـ بزرگترین نهاد پژوهشی-آموزشی بخش کشاورزی ایران ـ از جمله مسئولیتهای او در این دوره بود.
این تجربه در رأس نهادهای پژوهشی کشاورزی، در کنار پیشینه تحصیلی تخصصی او، زمینهساز انتصاب وی به بالاترین مقام اجرایی این بخش، یعنی وزارت، شد.
دوران وزارت کشاورزی
نقطه عطف کارنامه اجرایی کلانتری، انتصاب او به سمت وزیر کشاورزی در دولتهای اول و دوم آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی بود. کلانتری در طول دورهای طولانی، مدیریت بخش کشاورزی ایران را بر عهده داشت؛ دورهای که با سیاستهای بازسازی اقتصادی پس از پایان جنگ ایران و عراق و تمرکز دولت سازندگی بر توسعه زیرساختهای کشاورزی و افزایش تولید محصولات اساسی همزمان بود.
در این دوره، سیاستهای کلان بخش کشاورزی ـ از جمله تلاش برای دستیابی به خودکفایی در تولید محصولات اساسی مانند گندم، توسعه شبکههای آبیاری، گسترش مکانیزاسیون کشاورزی، و تقویت نهادهای تحقیقاتی و ترویجی ـ بخشی از کارنامه وزارت کلانتری بود. شعار «خودکفایی در تولید گندم» که در سالهای بعد به یکی از اهداف راهبردی بخش کشاورزی ایران بدل شد، در همین دوره مطرح و پیگیری شد.
دوره وزارت کلانتری، با تحول ساختاری مهمی در حوزه کشاورزی پایان یافت. در سال ۱۳۷۹، در پی ادغام دو وزارتخانه «کشاورزی» و «جهاد سازندگی» و تشکیل وزارتخانه جدید «جهاد کشاورزی»، کلانتری از ادامه مسئولیت وزارت کناره گرفت. این ادغام، که در دوره دولت اصلاحات به ریاست سید محمد خاتمی صورت گرفت، یکی از مهمترین تغییرات ساختاری در مدیریت بخش کشاورزی ایران در دهه ۱۳۷۰ بود.
بشنوید |حاکمیت باید بخواهد که این سرزمین زنده بماند! افشاگری عیسی کلانتری درباره مافیای آب
تأسیس خانه کشاورز و فعالیت صنفی-سیاسی
پس از کنارهگیری از وزارت، کلانتری به سمت فعالیتهای صنفی-سیاسی در حوزه کشاورزی روی آورد. در سال ۱۳۸۱، او با تشکیل «خانه کشاورز» بهعنوان یک تشکل صنفی-سیاسی نماینده بخش کشاورزی، دبیرکل این نهاد شد و سالها در این سمت فعالیت کرد. خانه کشاورز، در سپهر سیاسی ایران، بهعنوان تشکلی نزدیک به جریان اصلاحطلب و میانهرو شناخته میشود که هم در عرصه دفاع از منافع صنفی کشاورزان و هم در عرصه فعالیت سیاسی-انتخاباتی نقشآفرینی کرده است.
کلانتری همچنین از اعضای مؤسس حزب کارگزاران سازندگی ایران است؛ حزبی که در سال ۱۳۷۵ توسط جمعی از وزرا و مدیران دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی تأسیس شد و در طیفبندی سیاسی ایران، بهعنوان حزب میانه و تکنوکرات شناخته میشود. این جایگاه، کلانتری را در شمار چهرههای شاخص جریان اعتدالگرا و میانهرو قرار میدهد.
در کنار این فعالیتها، کارنامه او شامل موارد زیر نیز میشود:
مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در زمان ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی
مسئولیت ریاست کمیته ملی المپیک ایران
این تجارب نشاندهنده تنوع حوزههای فعالیت او در طول سالهاست.
دبیری ستاد احیای دریاچه ارومیه
پرمناقشهترین و چالشبرانگیزترین فصل کارنامه کلانتری، نقش او در پروژه احیای دریاچه ارومیه است. دریاچه ارومیه، که زمانی بزرگترین دریاچه داخلی ایران و یکی از بزرگترین دریاچههای آبشور خاورمیانه بود، در طول دهههای اخیر به دلیل ترکیبی از عوامل ـ از جمله سدسازی گسترده، توسعه بیرویه کشاورزی، برداشت بیرویه آب، خشکسالی و تغییرات اقلیمی ـ با روند خشک شدن تدریجی و بحرانی روبهرو شد.
آغاز مأموریت در دولت یازدهم
با روی کار آمدن دولت یازدهم به ریاست حسن روحانی، احیای دریاچه ارومیه به یکی از وعدههای مهم انتخاباتی و اولویتهای زیستمحیطی دولت بدل شد. در ۲ بهمن ۱۳۹۲، حمید چیتچیان، وزیر وقت نیرو، اعلام کرد که «ستاد احیای دریاچه ارومیه» با دبیری عیسی کلانتری تشکیل شده است تا راهکارهای احیای این دریاچه را بررسی و اجرا کند. در همین دوره، کلانتری بهعنوان مشاور معاون اول رئیسجمهور در امور آب, کشاورزی و محیط زیست نیز فعالیت میکرد.
ستاد احیای دریاچه ارومیه، با همکاری دانشگاهها، نهادهای بینالمللی (از جمله برنامه عمران ملل متحد) و دستگاههای اجرایی، طرح جامعی برای احیای دریاچه تدوین کرد. این طرح شامل اقداماتی چون انتقال آب، کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی حوضه آبریز، اصلاح الگوی کشت، لایروبی رودخانهها و اجرای پروژههای آبرسانی بود. هزینه اجرای این طرح جامع، در برآوردهای مختلف، حدود ۵ میلیارد دلار اعلام شد.
وعدهها و نتیجه
کلانتری در طول سالهای مسئولیت، وعدههای صریحی درباره احیای دریاچه ارومیه مطرح کرد و در دورههایی اعلام کرد که با اجرای کامل طرح جامع، دریاچه تا حدود سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد. او در یکی از اظهارات معروف خود، حتی هشدار داد که «بدون احیای دریاچه ارومیه، هیچ حکومتی در ایران دوام نمیآورد» ـ عبارتی که نشاندهنده اهمیت راهبردی و امنیتی این موضوع در نگاه او بود.
با این حال، در عمل، روند احیای دریاچه ارومیه با چالشهای جدی روبهرو شد. با وجود تکمیل بخش عمدهای از طرحهای عمرانی و صرف بخش بزرگی از هزینههای طرح جامع، خشکسالیهای پیاپی، تداوم برداشت آب در حوضه آبریز، و محدودیتهای اجرایی، مانع از تحقق وعده احیا شدند. در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، بهجای خبر احیای دریاچه، گزارشهایی از خشک شدن گسترده و رسیدن دریاچه به یکی از بحرانیترین وضعیتهای تاریخ خود منتشر شد. این موضوع، به یکی از پرمناقشهترین پروندههای زیستمحیطی ایران بدل شد و انتقادات گستردهای را متوجه کلانتری و مدیریت ستاد احیا کرد.
پایان مأموریت و انتقادات
کلانتری در تیر ۱۴۰۱ از دبیری ستاد احیای دریاچه ارومیه برکنار شد. در سالهای پایانی مسئولیت او و پس از آن، انتقادات جدی از سوی کنشگران محیط زیست، کارشناسان و افکار عمومی نسبت به عملکرد ستاد احیا مطرح شد. منتقدان، از جمله کنشگرانی چون محمد درویش، استدلال میکردند که رویکرد ستاد احیا بیش از حد بر پروژههای عمرانی و انتقال آب متمرکز بوده و به ریشه اصلی بحران ـ یعنی مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی حوضه آبریز و ضرورت اصلاح الگوی کشت و ایجاد معیشتهای جایگزین ـ کمتر توجه کرده است.
کلانتری در دفاع از عملکرد ستاد، به محدودیتهای بودجهای و ساختاری اشاره میکرد و توزیع نامتوازن بودجه میان دستگاههای مختلف ـ که بخش عمده آن به وزارت نیرو اختصاص یافته بود ـ را یکی از موانع کار میدانست. او همچنین، ریشه بحران را در نگاه نادرست تاریخی سیاستگذاران به مفهوم «توسعه پایدار» و بیتوجهی به ملاحظات زیستمحیطی در دهههای گذشته جستوجو میکرد.
ریاست سازمان حفاظت محیط زیست
در دولت دوازدهم به ریاست حسن روحانی (از سال ۱۳۹۶)، کلانتری به سمت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست منصوب شد و همزمان، مسئولیت دبیری ستاد احیای دریاچه ارومیه را نیز حفظ کرد. این انتصاب، او را در رأس مهمترین نهاد سیاستگذاری و نظارتی محیط زیست ایران قرار داد.
دوره ریاست کلانتری بر سازمان محیط زیست، با چالشهای زیستمحیطی متعددی همزمان شد: بحران آب در مناطق مختلف کشور، پدیده ریزگردها و گرد و غبار، آلودگی هوای کلانشهرها، بحران تالابها و دریاچهها، و چالشهای مرتبط با حیات وحش. در این دوره، کلانتری بارها نسبت به وخامت وضعیت زیستمحیطی ایران هشدار داد و در اظهارات صریح خود، گاه تصویری نگرانکننده از آینده زیستمحیطی کشور ارائه کرد ـ اظهاراتی که در دورههایی با واکنشهای انتقادی نیز روبهرو شد.
با پایان دولت دوازدهم در سال ۱۴۰۰ و روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی، دوره مسئولیت کلانتری در سازمان محیط زیست به پایان رسید.
دیدگاهها و مواضع
عیسی کلانتری در طول سالهای فعالیت خود، بهویژه در دهه اخیر، دیدگاههای صریح و گاه جنجالی در حوزههای آب، کشاورزی و محیط زیست مطرح کرده است.
بحران آب بهعنوان تهدید وجودی: محوریترین دیدگاه کلانتری در سالهای اخیر، تأکید بر بحران آب بهعنوان یک تهدید وجودی برای آینده ایران است. او بارها هشدار داده که ادامه روند کنونی مصرف آب، میتواند به بحرانهای اجتماعی، مهاجرت گسترده و حتی تهدید بقای حیات در بخشهایی از کشور منجر شود. در اظهارات معروف خود، او تصویری هشداردهنده از آینده مناطق مرکزی و شرقی ایران در صورت تداوم بحران آب ارائه کرده است.
نقد سیاستهای توسعهای گذشته: کلانتری در تحلیل ریشههای بحران زیستمحیطی ایران، انگشت اتهام را به سمت سیاستهای توسعهای نادرست دهههای گذشته نشانه میرود. او معتقد است که در دورههای گذشته، مفهوم «توسعه پایدار» و ملاحظات زیستمحیطی، در سیاستگذاری کلان کشور جدی گرفته نشد و محیط زیست بهعنوان «هزینه اضافی» تلقی میشد. در یکی از اظهارات خود، با لحنی انتقادی نسبت به نگاه حاکم بر سیاستگذاری، اشاره کرد که حتی در مجلس، بر سر اینکه آیا واژه «توسعه پایدار» باید وارد ادبیات برنامهریزی کشور شود یا خیر، بحثهای طولانی درگرفته بود.
نقد مدیریت آب: کلانتری در اظهارات متعدد، از نحوه مدیریت آب در کشور، بهویژه نقش وزارت نیرو، انتقاد کرده است. او در یکی از اظهارات صریح خود، با انتقاد از رویکرد وزارت نیرو، این نهاد را به «آبفروشی» متهم کرد و بر ضرورت بازنگری بنیادین در مدیریت منابع آب کشور تأکید نمود.
مواضع سیاسی: کلانتری در طیف اصلاحطلب و میانهرو قرار میگیرد و بهعنوان عضو مؤسس حزب کارگزاران سازندگی و دبیرکل خانه کشاورز، در عرصه سیاسی نیز فعال بوده است. مواضع او در حوزه سیاسی، عمدتاً در امتداد گفتمان اعتدالگرا و حمایت از دولتهای میانهرو قرار داشته است.
حواشی و انتقادات
کارنامه کلانتری، بهویژه در حوزه دریاچه ارومیه، با حواشی و انتقادات گستردهای همراه بوده است. اصلیترین محور انتقادات، فاصله میان وعدههای صریح او درباره احیای دریاچه ارومیه و نتیجه عملی این پروژه است. منتقدان معتقدند که با وجود صرف هزینههای هنگفت و سالها فعالیت ستاد احیا، دریاچه ارومیه نهتنها احیا نشد، بلکه به یکی از بحرانیترین وضعیتهای تاریخ خود رسید.
برخی کنشگران محیط زیست، از جمله محمد درویش، در دورهای خواستار استعفای کلانتری از مسئولیت ستاد احیا شدند و استدلال میکردند که رویکرد ستاد، بهجای تمرکز بر کاهش مصرف آب و اصلاح الگوی کشت در حوضه آبریز، بیش از حد بر پروژههای عمرانی و سازهای متمرکز بوده است. در مقابل، کلانتری و حامیان او، محدودیتهای بودجهای، خشکسالیهای پیاپی، و فقدان همکاری کافی دستگاههای مختلف را از موانع اصلی موفقیت پروژه میدانستند.
علاوه بر این، برخی از اظهارات صریح و گاه قاطع کلانتری در حوزه محیط زیست ـ که گاه تصویری بسیار هشداردهنده و بدبینانه از آینده کشور ارائه میداد ـ در دورههایی با انتقاد روبهرو شد؛ منتقدان معتقد بودند که این اظهارات، گاه فاقد پشتوانه دقیق علمی یا راهکار عملی است. در مقابل، حامیان او این صراحت را نشانهای از شجاعت در بیان واقعیتهای تلخ زیستمحیطی میدانستند.
ارتباط با چهرهها و جریانها
نام عیسی کلانتری در طول دورههای مختلف فعالیت، با شبکهای از چهرهها و جریانهای متعدد گره خورده است:
حلقه کارگزاران و هاشمی: در محور این شبکه، آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی قرار دارد که کلانتری در دولتهای او وزیر کشاورزی بود و سپس مشاور او در مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. در سطح جریان سیاسی، کلانتری بهعنوان عضو مؤسس حزب کارگزاران سازندگی، با چهرههایی چون غلامحسین کرباسچی، محمد عطریانفر و دیگر بنیانگذاران این حزب در ارتباط بوده است.
روابط در سطح دولت: در عرصه دولت، کلانتری در دولتهای حسن روحانی (یازدهم و دوازدهم) مسئولیتهای کلیدی در حوزه محیط زیست و آب بر عهده داشت و با چهرههایی چون حمید چیتچیان (وزیر نیرو) در پروژه احیای دریاچه ارومیه همکاری کرد.
تعامل با کنشگران محیط زیست: در حوزه محیط زیست، رابطه او با کنشگرانی چون محمد درویش ـ که در دورهای منتقد و در دورهای همکار بود ـ یکی از وجوه پیچیده فعالیت او در این حوزه به شمار میرود.
جمعبندی
عیسی کلانتری، یکی از چهرههای متمایز نسل مدیران فنی-تکنوکرات جمهوری اسلامی است که کارنامه او، ترکیبی از موفقیتهای اجرایی in حوزه کشاورزی و چالشهای پرمناقشه در حوزه محیط زیست را در بر میگیرد. مسیر او ـ از تحصیلات تخصصی در آمریکا، تا ریاست نهادهای پژوهشی کشاورزی، وزارت طولانیمدت در دولتهای هاشمی رفسنجانی، تأسیس خانه کشاورز، و سرانجام مسئولیت در حوزه محیط زیست و دریاچه ارومیه ـ تصویری از یک «مدیر-متخصص» ارائه میدهد که در طول چهار دهه، در کانون سیاستگذاری بخش کشاورزی و محیط زیست ایران قرار داشته است.
ویژگی متمایز کارنامه کلانتری، در سطح اول، تخصص عمیق و پیشینه علمی او در حوزه کشاورزی است که او را از بسیاری از مدیران سیاسی همدورهاش متمایز میکند. در سطح دوم، اما، نام او برای همیشه با یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی تاریخ معاصر ایران ـ سرنوشت دریاچه ارومیه ـ گره خورده است؛ چالشی که در آن، فاصله میان وعدهها و واقعیت، به موضوع بحث گستردهای بدل شد.
از منظر تحلیلی، کارنامه کلانتری، نمونهای از پیچیدگی مدیریت بحرانهای زیستمحیطی در ایران را به نمایش میگذارد؛ بحرانهایی که ریشه در دههها سیاستگذاری نادرست، محدودیتهای ساختاری، تغییرات اقلیمی و تعارض منافع میان بخشهای مختلف دارند و حل آنها، فراتر از توان یک نهاد یا یک مدیر واحد است. در این چارچوب، روایت کلانتری ـ هم بهعنوان مدیری که سالها در رأس این پروندهها بود و هم بهعنوان منتقدی که ریشه بحرانها را در سیاستهای گذشته جستوجو میکند ـ بخشی از یک بحث بزرگتر درباره آینده زیستمحیطی ایران است.
آنچه از منظر امروز روشن است، این است که مسائلی که کلانتری در سالهای اخیر بر آنها تأکید کرده ـ بحران آب، خشک شدن دریاچهها و تالابها، ضرورت اصلاح الگوی کشت، و بازنگری در مدیریت منابع آب ـ همچنان از مهمترین چالشهای پیش روی ایران به شمار میروند. در شرایطی که بحران آب و محیط زیست به یکی از جدیترین مسائل اجتماعی-اقتصادی ایران بدل شده، دیدگاهها و تجربه کلانتری ـ با همه نقدهایی که بر عملکرد او وارد است ـ همچنان بخشی از گفتوگوی ملی درباره این بحرانها باقی خواهد ماند.
سوالات متداول
عیسی کلانتری در چه سالی و کجا متولد شد؟ عیسی کلانتری در سال ۱۳۳۱ در شهر مرند، در استان آذربایجان شرقی، به دنیا آمد.
تحصیلات عیسی کلانتری چیست؟ کلانتری دوره کارشناسی زراعت و اصلاح نباتات را در فاصله ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴ در دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه گذراند. سپس کارشناسی ارشد فیزیولوژی زراعی را از دانشگاه نبراسکا و دکتری فیزیولوژی و بیوشیمی محصولات زراعی را (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ میلادی) از دانشگاه ایالتی آیووا در آمریکا دریافت کرد.
عیسی کلانتری چه سمتهایی داشته است؟ کلانتری وزیر کشاورزی در دولتهای اول و دوم اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رئیس مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، رئیس کمیته ملی المپیک، مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه (۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱)، و معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دولت دوازدهم بوده است. او همچنین دبیرکل خانه کشاورز و از اعضای مؤسس حزب کارگزاران سازندگی است.
نقش عیسی کلانتری در پروژه احیای دریاچه ارومیه چه بود؟ کلانتری از بهمن ۱۳۹۲ تا تیر ۱۴۰۱، دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه بود. او با تدوین طرح جامع احیای دریاچه با هزینهای حدود ۵ میلیارد دلار، وعده داده بود که این دریاچه تا حدود سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد. با این حال، با وجود تکمیل بخش عمده طرحهای عمرانی و صرف هزینههای قابل توجه، روند احیا محقق نشد و در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، گزارشهایی از خشک شدن گسترده دریاچه منتشر شد. کلانتری در تیر ۱۴۰۱ از این سمت برکنار شد.
چرا پروژه احیای دریاچه ارومیه با انتقاد روبهرو شد؟ منتقدان، از جمله کنشگران محیط زیست، معتقد بودند که رویکرد ستاد احیا بیش از حد بر پروژههای عمرانی، سازهای و انتقال آب متمرکز بوده و به ریشه اصلی بحران ـ یعنی مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی حوضه آبریز و ضرورت اصلاح الگوی کشت ـ کمتر توجه کرده است. در مقابل، کلانتری محدودیتهای بودجهای، خشکسالیهای پیاپی و توزیع نامتوازن بودجه میان دستگاهها را از موانع اصلی موفقیت میدانست.
مهمترین دیدگاههای عیسی کلانتری درباره محیط زیست چیست؟ کلانتری بحران آب را بهعنوان یک تهدید وجودی برای آینده ایران مطرح کرده و بارها نسبت به پیامدهای اجتماعی، مهاجرت و تهدید بقای حیات در صورت تداوم روند کنونی هشدار داده است. او ریشه بحران زیستمحیطی ایران را در سیاستهای توسعهای نادرست دهههای گذشته و بیتوجهی به مفهوم «توسعه پایدار» میداند و از مدیریت آب در کشور، بهویژه رویکرد وزارت نیرو، انتقاد کرده است.
عیسی کلانتری عضو کدام جریان سیاسی است؟ کلانتری از اعضای مؤسس حزب کارگزاران سازندگی ایران و دبیرکل خانه کشاورز است. او در طیف اصلاحطلب و میانهرو (اعتدالگرا) قرار میگیرد و در دولتهای هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی، مسئولیتهای کلیدی بر عهده داشته است.
آیا عیسی کلانتری همچنان فعال است؟ کلانتری پس از پایان دولت دوازدهم در سال ۱۴۰۰، از مناصب رسمی دولتی کناره گرفت. با این حال، او همچنان بهعنوان یک کارشناس و چهره مطرح در حوزههای کشاورزی، آب و محیط زیست در رسانهها و گفتوگوهای تخصصی حضور دارد و دیدگاههای صریح او درباره بحران آب و محیط زیست ایران، همچنان بازتاب گستردهای مییابد.
کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام