علیاکبر صالحی، سیاستمدار، دیپلمات، فیزیکدان هستهای، استاد دانشگاه و یکی از مدیران ارشد و باسابقه جمهوری اسلامی ایران در حوزههای علمی و دیپلماتیک، متولد ۴ فروردین ۱۳۲۸ در شهر کربلای عراق، یکی از معدود مدیرانی است که در طول حدود چهار دهه، در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، در میانه چندین فصل کلیدی ـ از پرونده هستهای و مذاکرات منتهی به برجام، تا وزارت امور خارجه، ریاست دانشگاههای مهم کشور و در نهایت بنیادهای فرهنگی ـ نقشی محوری ایفا کرده است. صالحی با ترکیبی منحصربهفرد از پیشینه علمی-تخصصی (دکترای مهندسی هستهای از MIT)، دیپلماسی بینالمللی، و مدیریت اجرایی، در ادبیات سیاسی ایران، بهعنوان نمونهای از «تکنوکرات-دیپلمات» شناخته میشود.
علیاکبر صالحی کیست؟
دکتر علیاکبر صالحی، سیاستمدار، دیپلمات، فیزیکدان هستهای، استاد دانشگاه و یکی از مدیران ارشد و باسابقه جمهوری اسلامی ایران در حوزههای علمی و دیپلماتیک، متولد ۴ فروردین ۱۳۲۸ در شهر کربلای عراق، یکی از معدود مدیرانی است که در طول حدود چهار دهه، در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، در میانه چندین فصل کلیدی ـ از پرونده هستهای و مذاکرات منتهی به برجام، تا وزارت امور خارجه، ریاست دانشگاههای مهم کشور و در نهایت بنیادهای فرهنگی ـ نقشی محوری ایفا کرده است. صالحی با ترکیبی منحصربهفرد از پیشینه علمی-تخصصی (دکترای مهندسی هستهای از MIT)، دیپلماسی بینالمللی، و مدیریت اجرایی، در ادبیات سیاسی ایران، بهعنوان نمونهای از «تکنوکرات-دیپلمات» شناخته میشود.
اهمیت علیاکبر صالحی در تاریخ سیاسی-علمی ایران از چند جهت قابل بررسی است. نخست، نقش کلیدی او در پرونده هستهای ایران ـ بهویژه بهعنوان رئیس دو دورهای سازمان انرژی اتمی (در دولت دهم محمود احمدینژاد و دو دولت یازدهم و دوازدهم حسن روحانی) و یکی از معماران اصلی توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) ـ او را در کانون مهمترین پرونده ژئوپلیتیک ایران در دهههای اخیر قرار داد. دوم، وزارت امور خارجه او در دولت دهم (۱۳۸۹-۱۳۹۲)، در یکی از پر تنشترین دورههای دیپلماسی ایران، یکی از فصلهای شاخص کارنامه اوست. سوم، تجربه گسترده او در دیپلماسی هستهای ـ از نمایندگی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (۱۳۷۷-۱۳۸۲) تا گفتوگوهای حساس فنی-سیاسی منتهی به برجام با مقاماتی چون وندی شرمن (مذاکرهکننده ارشد آمریکا) ـ او را به یکی از معدود مذاکرهکنندگان فنی ایران بدل کرد که با ابعاد فنی و سیاسی پرونده هستهای، همزمان آشنایی عمیق داشت.
صالحی در حال حاضر، از اسفند ۱۴۰۳، با حکم رئیسجمهور و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس بنیاد ایرانشناسی است؛ نهادی فرهنگی-پژوهشی که به مطالعات و توسعه فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران میپردازد. این انتصاب، که همزمان با حفظ سمت او بهعنوان معاون پژوهشی و قائممقام رئیس فرهنگستان علوم ایران (از شهریور ۱۴۰۰) صورت گرفت، در فضای رسانهای ایران با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد ـ از یک سو حمایت رسمی دولت، و از سوی دیگر، انتقاداتی درباره تخصصی نبودن این انتصاب در حوزه ایرانشناسی.
زندگی و پیشینه
علیاکبر صالحی در ۴ فروردین ۱۳۲۸، در شهر مقدس کربلا در کشور عراق به دنیا آمد. خانواده او اصالتاً ایرانی هستند و از طرف پدری، اجداد او اهل طالقان ـ منطقهای کوهستانی و تاریخی در شمال غرب تهران و در دامنه البرز ـ بودند. اجداد او پس از مهاجرت از طالقان، در منطقه برغان (در نزدیکی کرج) ساکن شده بودند، و در دورهای، خانوادهاش به دلایلی به عراق مهاجرت کرده و در کربلا ساکن شدند.
این پیشینه ـ تولد در محیط مذهبی-سنتی کربلا با ریشه ایرانی-طالقانی ـ در شکلگیری شخصیت چندفرهنگی صالحی نقش بنیادی داشت. تسلط او بر زبان عربی، که در ادامه کارنامه دیپلماتیک او اهمیت ویژهای یافت، یکی از پیامدهای این پیشینه است. صالحی در سالهای نوجوانی، در فضای کربلا و در میانه فعالیتهای مذهبی و فرهنگی این شهر مهم پرورش یافت.
تحصیلات
مسیر تحصیلی صالحی، یکی از کمنظیرترین کارنامههای آکادمیک در میان مدیران ارشد جمهوری اسلامی است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در یکی از معتبرترین دانشگاههای منطقه آغاز کرد: دانشگاه آمریکایی بیروت (American University of Beirut، AUB) ـ یکی از قدیمیترین و معتبرترین دانشگاههای خاورمیانه ـ که در آن، صالحی در رشته فیزیک به مقطع کارشناسی دست یافت.
پس از این، صالحی برای ادامه تحصیلات تکمیلی به ایالات متحده آمریکا رفت و وارد مؤسسه فناوری ماساچوست (Massachusetts Institute of Technology، MIT) ـ یکی از معتبرترین مراکز علمی و فنی جهان ـ شد. او در این دانشگاه، تحصیلات تکمیلی خود را در حوزه مهندسی هستهای پی گرفت و در سال ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۶ شمسی)، با ارائه رسالهای با عنوان «نوترونیک ناحیه تشدید سلولهای واحد در راکتورهای حرارتی و سریع»، موفق به دریافت دکترای مهندسی هستهای از MIT شد.
این مدرک، بهویژه با توجه به اعتبار جهانی MIT در حوزه فیزیک هستهای، صالحی را در شمار معدود مدیران ارشد جمهوری اسلامی قرار میدهد که در یکی از تخصصیترین و حساسترین حوزههای فنی، صاحبنظر و دارای تربیت آکادمیک در معتبرترین مراکز جهانی بودند. این پشتوانه علمی، در سالهای بعد، یکی از سرمایههای اصلی او در ایفای نقش در پرونده هستهای ایران و مذاکرات بینالمللی بود.
آغاز فعالیت آکادمیک و ریاست دانشگاهها
صالحی پس از بازگشت به ایران، فعالیت آکادمیک خود را بهعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) ـ معتبرترین دانشگاه فنی ایران ـ آغاز کرد. او بهعنوان مدرس مهندسی انرژی در این دانشگاه به فعالیت پرداخت و در طول دههها، در تربیت نسلهایی از دانشجویان مهندسی هستهای ایران نقش داشت.
علاوه بر فعالیت تدریسی، صالحی در عرصه مدیریت دانشگاهی نیز فعال بود. او به مدت دو دوره، ریاست دانشگاه صنعتی شریف را بر عهده داشت؛ جایگاهی که او را در رأس نخبهترین مرکز آموزش مهندسی ایران قرار داد. در دوران ریاست او بر دانشگاه شریف، این دانشگاه تحولات قابل توجهی در توسعه گروههای پژوهشی و ارتقای جایگاه بینالمللی خود تجربه کرد.
علاوه بر دانشگاه شریف، صالحی ریاست دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) در قزوین را نیز در کارنامه خود دارد. این دانشگاه، که در دوره پس از انقلاب با هدف آموزش دانشجویان بینالمللی (بهویژه از کشورهای اسلامی) تأسیس شد، یکی از مراکز آموزش عالی شاخص ایران در سطح بینالمللی به شمار میرود.
نمایندگی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی
نخستین نقش مهم بینالمللی صالحی، نمایندگی دائم ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در فاصله سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ بود. این جایگاه، که در سالهای دولت اصلاحات سید محمد خاتمی به او محول شد، صالحی را در کانون دیپلماسی هستهای ایران در یکی از حساسترین دورههای پرونده هستهای قرار داد.
این دوره، با گسترش فعالیتهای هستهای ایران ـ از جمله توسعه مرکز غنیسازی نطنز ـ و افزایش نگرانیهای بینالمللی همراه بود. صالحی بهعنوان دیپلمات تخصصی، با ابعاد فنی و سیاسی این پرونده آشنا شد و شبکه ارتباطی گستردهای با مقامات آژانس و دیپلماتهای هستهای کشورهای مختلف برقرار کرد. این تجربه، شالوده نقشهای بعدی او در پرونده هستهای را تشکیل داد.
معاونت دبیرکل سازمان همکاری اسلامی
پس از دوره نمایندگی در آژانس، صالحی به جایگاه بینالمللی دیگری ارتقا یافت: معاونت دبیرکل سازمان همکاری اسلامی (Organization of Islamic Cooperation، OIC). او این مسئولیت را در فاصله سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ بر عهده داشت.
سازمان همکاری اسلامی، با ۵۷ کشور عضو، یکی از بزرگترین سازمانهای بینالمللی پس از سازمان ملل متحد به شمار میرود و دومین جایگاه آن (معاونت دبیرکل)، یکی از مهمترین مناصب بینالمللی است که به ایرانیان واگذار شده است. این تجربه، صالحی را با ابعاد گستردهتر دیپلماسی بینالمللی ـ فراتر از پرونده هستهای ـ آشنا کرد.
دوره اول ریاست سازمان انرژی اتمی (۱۳۸۸-۱۳۸۹)
نقطه عطف کارنامه اجرایی صالحی، انتصاب او به سمت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در سال ۱۳۸۸ بود. این انتصاب، که در دولت دهم محمود احمدینژاد صورت گرفت، صالحی را در رأس مهمترین نهاد هستهای ایران قرار داد.
این دوره، با تحولات مهمی در پرونده هستهای ایران همزمان بود: تشدید تحریمهای بینالمللی، گسترش فعالیتهای غنیسازی، و آغاز فعالیتهای آژانس برای راستیآزمایی بیشتر. حضور یک متخصص فنی-آکادمیک با پیشینه MIT در رأس این سازمان، نشانهای از تلاش دولت برای دفاع تخصصی از برنامه هستهای در عرصه بینالمللی بود.
وزارت امور خارجه (۱۳۸۹-۱۳۹۲)
در بهمن ۱۳۸۹، صالحی در یک ارتقای مهم، از ریاست سازمان انرژی اتمی به جایگاه وزارت امور خارجه در دولت دهم منصوب شد. این انتصاب، در پی برکناری منوچهر متکی، در فضایی پر تنش از روابط داخلی-خارجی ایران رخ داد.
دوره وزارت صالحی (بهمن ۱۳۸۹ تا مرداد ۱۳۹۲) با چالشهای متعددی همراه بود: تشدید تحریمهای نفتی و بانکی غرب، تحولات منطقهای (بهویژه بحران سوریه)، روابط با قدرتهای منطقهای، و البته پرونده هستهای که در آن دوره به یکی از پیچیدهترین مراحل خود رسیده بود. سبک دیپلماتیک صالحی، که با محافظهکاری، دقت فنی و تجربهبنیاد همراه بود، در میان جریان اصولگرا و میانهرو، با ارزیابی مثبت روبهرو میشد.
دوره دوم ریاست سازمان انرژی اتمی و برجام (۱۳۹۲-۱۴۰۰)
با روی کار آمدن دولت یازدهم به ریاست حسن روحانی در مرداد ۱۳۹۲، صالحی بار دیگر به سمت قبلی خود، یعنی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی، بازگشت. این بازگشت، که به مدت هشت سال (دو دولت یازدهم و دوازدهم، تا شهریور ۱۴۰۰) ادامه یافت، صالحی را در کانون پربازتابترین فصل پرونده هستهای قرار داد: مذاکرات منتهی به برجام.
نقش در مذاکرات برجام
صالحی در فرآیند مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ که از سال ۱۳۹۲ شدت گرفت و در تیر ۱۳۹۴ (ژوئیه ۲۰۱۵) به امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) انجامید، نقشی محوری و فنی ایفا کرد. در حالی که محمدجواد ظریف (وزیر امور خارجه) رهبری دیپلماتیک مذاکرات را بر عهده داشت، صالحی بهعنوان مسئول ارشد فنی، در گفتوگوهای دوجانبه و چندجانبه با مقامات آژانس و کشورهای طرف مذاکره مشارکت داشت.
یکی از همتایان شاخص او در این مذاکرات، وندی شرمن (Wendy Sherman)، معاون وزیر خارجه آمریکا و مذاکرهکننده ارشد این کشور بود. صالحی در روایتهای بعدی خود، به جزئیات گفتوگوهای فنی خود با شرمن و دیگر مقامات آمریکایی اشاره کرده و تصویری از نقش پشتپرده مذاکرات فنی ارائه داده است.
پس از امضای برجام و در دوره اجرای آن، صالحی همچنان مسئول هدایت بخش هستهای ایران بود. در شهریور ۱۳۹۶، در آستانه احتمال خروج دولت ترامپ از برجام، او در مصاحبهای اعلام کرد که در صورت خروج تنها آمریکا از توافق و پایبندی پنج کشور دیگر، تهران نیز احتمالاً به این توافق پایبند خواهد ماند ـ روایتی که در سالهای بعد بارها مورد استناد قرار گرفت.
دیدگاه صالحی درباره ذخایر اورانیوم
در روایتهای بعدی، صالحی به نکات تخصصی مهمی درباره برنامه هستهای اشاره کرده است؛ از جمله اینکه برای تولید ۳۰ تن اورانیوم غنیشده، ۲۴۰ تن اورانیوم طبیعی نیاز است و ایران از زمان شاه ۵۰۰ تن ذخیره داشت که پس از برجام ۴۵۰ تن دیگر اضافه شد. او همچنین به متوقف شدن قرارداد با قزاقستان بهدلیل مداخلات دولت ترامپ، و محدودیتهای ایران در تولید سوخت با غنای بالاتر از ۳/۶۷ درصد در دوران برجام اشاره کرده است.
فعالیت در فرهنگستان علوم و بنیاد ایرانشناسی
با پایان دولت دوازدهم و آغاز دولت سیزدهم در شهریور ۱۴۰۰، دوره ریاست صالحی بر سازمان انرژی اتمی پایان یافت و او وارد فصل جدیدی از کارنامه خود شد.
معاونت پژوهشی فرهنگستان علوم
از شهریور ۱۴۰۰، صالحی بهعنوان معاون پژوهشی و قائممقام رئیس فرهنگستان علوم ایران منصوب شد. فرهنگستان علوم، یکی از معتبرترین نهادهای علمی ایران، که بهعنوان مرجع تخصصی علم در کشور شناخته میشود. این جایگاه، صالحی را به یکی از مدیران ارشد علمی ایران بدل کرد و در عین حال، فعالیت او را از عرصه پر تنش هستهای، به فضای علمی-پژوهشی منتقل کرد.
ریاست بنیاد ایرانشناسی
در اسفند ۱۴۰۳، در یک انتصاب جدید، صالحی با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و حکم رئیسجمهور، رئیس بنیاد ایرانشناسی شد. بنیاد ایرانشناسی، نهاد فرهنگی-پژوهشی است که در حوزه مطالعات و توسعه فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران فعالیت میکند.
این انتصاب، با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. در حالی که سخنگوی دولت آن را «گامی ارزشمند در مسیر شناخت و گسترش فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران» توصیف کرد، برخی تحلیلگران رسانهای ـ از جمله در روزنامه تابناک ـ نسبت به تخصصی نبودن انتصاب صالحی در حوزه ایرانشناسی انتقاد کردند و اشاره داشتند که او علیرغم سابقه طولانی در عرصههای علمی و دیپلماتیک، تخصص رسمی در ایرانشناسی ندارد. منتقدان همچنین به سن صالحی (۷۵ سال) و سابقه عبور او از یک بیماری سخت اشاره کردند که ممکن است انرژی لازم برای مدیریت این نهاد را با چالش روبهرو کند.
در عرصه فعالیت بنیاد، صالحی در ماههای اخیر در نشستهای تخصصی متعددی ـ از جمله نشست «روایت وطن در سینمای ایران» ـ شرکت کرده و رویکرد جدیدی برای فعالیتهای پژوهشی این بنیاد ترسیم کرده است.
دیدگاهها و مواضع
علیاکبر صالحی در طول کارنامه خود، در طیف میانهرو و تکنوکرات جمهوری اسلامی قرار میگیرد. مواضع او در چند محور قابل پیگیری است.
حمایت از دیپلماسی و واقعگرایی در مذاکرات
محوریترین موضع صالحی در حوزه پرونده هستهای، حمایت از رویکرد دیپلماسی و واقعگرایی در مذاکرات است. در یکی از موضعگیریهای شاخص خود اعلام کرد: «در مذاکره باید امتیازاتی بدهیم تا طرف مقابل بتواند در کشور خود آن را دستاورد معرفی کند. اگر همه امتیازات را بگیریم و هیچ ندهیم، دیگر نیازی به مذاکره نیست.» این موضع، بازتاب رویکرد عملگرایانه او در دیپلماسی هستهای است.
خوشبینی مشروط به مذاکرات هستهای جدید
در سال ۱۴۰۴، صالحی نسبت به مذاکرات هستهای جدید میان ایران و آمریکا ابراز خوشبینی کرد، اما در عین حال نسبت به «شیطنت برخی بازیگران خارجی و موضعگیریهای نابهنگام داخلی» هشدار داد. او بر ضرورت «تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای سریع و صائب» تأکید کرد.
حمایت از هویت ملی و رویکرد متعادل فرهنگی
در دوره ریاست بر بنیاد ایرانشناسی، صالحی بر «پاسداری از هویت ملی نیازمند نگاه هوشمندانه و بهدور از افراط و تفریط» تأکید کرده است؛ موضعی که بازتاب رویکرد میانه و عملگرایانه او در حوزه فرهنگی است.
تأکید بر آموزش مسئولیتپذیری اجتماعی
در یکی از موضعگیریهای آموزشی، صالحی اعلام کرد که «مسئولیتهای اجتماعی را در مدارس باید به دانشآموزان آموزش داد تا وقتی بزرگ شدند، با مسئولیت و وظایف خود آشنا شوند.»
ارتباط با چهرهها و جریانها
علیاکبر صالحی در طول کارنامه طولانی خود، با شبکهای گسترده از چهرههای سیاسی و علمی ایران در ارتباط بوده است. در سطح دولتها، او در دولت اصلاحات سید محمد خاتمی (در آژانس بینالمللی انرژی اتمی)، دولت دهم محمود احمدینژاد (بهعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی و سپس وزیر خارجه)، و دولتهای یازدهم و دوازدهم حسن روحانی (بهعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی)، نقشآفرین بوده است؛ این تنوع گرایشهای دولتها، نشانهای از جایگاه فراجناحی او در ساختار قدرت است.
در عرصه دیپلماسی هستهای، نام صالحی با چهرههایی چون محمدجواد ظریف (وزیر امور خارجه دولت روحانی و رهبر تیم مذاکرهکننده برجام)، سعید جلیلی (دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکرهکننده پیشین هستهای)، وندی شرمن (مذاکرهکننده ارشد آمریکا)، و یوکیا آمانو (مدیرکل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی) گره خورده است.
در سطح نهادی، رابطه او با دانشگاه صنعتی شریف (محل تحصیل و تدریس)، فرهنگستان علوم ایران، سازمان انرژی اتمی، شورای عالی انقلاب فرهنگی (که او را به ریاست بنیاد ایرانشناسی منصوب کرد)، و بنیاد ایرانشناسی از پیوندهای اصلی اوست.
جمعبندی
دکتر علیاکبر صالحی، یکی از باسابقهترین و در عین حال، فراجناحیترین مدیران ارشد جمهوری اسلامی ایران است که با ترکیبی منحصربهفرد از پیشینه آکادمیک عالی، تجربه طولانی دیپلماسی هستهای، و حضور پایدار در ساختار قدرت در دولتهای مختلف، جایگاهی ویژه را اشغال کرده است. کارنامه او ـ از تحصیل در MIT، تا ریاست دانشگاه صنعتی شریف، نمایندگی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، معاونت دبیرکل سازمان همکاری اسلامی، دو دوره ریاست سازمان انرژی اتمی، وزارت امور خارجه، نقش کلیدی در مذاکرات برجام، و در نهایت ریاست فرهنگستان علوم و بنیاد ایرانشناسی ـ تصویری از یک «تکنوکرات-دیپلمات» ارائه میدهد که در طول چهار دهه، در کانون مهمترین پروندههای فنی-سیاسی ایران قرار داشته است.
ویژگی متمایز صالحی، در سطح اول، پشتوانه علمی-تخصصی اوست؛ ویژگیای که او را از بسیاری از مدیران سیاسی همدورهاش متمایز میکند و به مواضع او در پرونده هستهای، وزن فنی-کارشناسانه میبخشد. در سطح دوم، توانایی او در حفظ جایگاه در دولتهای با گرایشهای متفاوت (از اصلاحات تا اصولگرایی و اعتدال) نشاندهنده مهارت دیپلماتیک و سبک مدیریتی فراجناحی او است.
از منظر تحلیلی، کارنامه صالحی، نمونهای از نقش «مدیران تخصصی» در نظامی است که در آن، مرز میان نقشهای فنی و سیاسی، اغلب مبهم است. صالحی، با وجود حضور پیوسته در ساختار قدرت، تلاش کرده است هویت تخصصی-آکادمیک خود را حفظ کند و این هویت را بهعنوان منبع مشروعیت برای ایفای نقشهای دیپلماتیک به کار گیرد.
آنچه از منظر امروز روشن است، این است که صالحی، با وجود اتمام دوره مدیریت اجرایی هستهای، همچنان بهعنوان یکی از مرجعهای تحلیلگر در حوزه پرونده هستهای و دیپلماسی ایران فعال است. در شرایطی که ایران در حال تجربه دور جدیدی از مذاکرات و تنشهای هستهای است، تحلیلها و دیدگاههای او ـ هم با تکیه بر تجربه مذاکرات قبلی و هم با پشتوانه دانش فنی ـ همچنان بخشی از گفتمان جدی پیرامون این پرونده باقی خواهد ماند. ریاست او بر بنیاد ایرانشناسی نیز، فصل تازهای از فعالیت او در عرصه فرهنگی-پژوهشی است که در آن، تجربه مدیریتی و علمی او در خدمت مطالعات تمدن ایرانی قرار گرفته است.
سوالات متداول
علیاکبر صالحی در چه سالی و کجا متولد شد؟
علیاکبر صالحی در ۴ فروردین ۱۳۲۸ در شهر کربلا در عراق متولد شد. خانواده او اصالتاً ایرانی و از طرف پدری اهل طالقان (در دامنه البرز) هستند که پس از مهاجرت از طالقان، در منطقه برغان ساکن شدند و سپس به عراق رفتند.
تحصیلات علیاکبر صالحی چیست؟
صالحی تحصیلات کارشناسی فیزیک را در دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) گذراند و سپس دکترای مهندسی هستهای را در سال ۱۹۷۷ از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) ـ یکی از معتبرترین مراکز علمی جهان ـ با ارائه رسالهای درباره «نوترونیک ناحیه تشدید سلولهای واحد در راکتورهای حرارتی و سریع» دریافت کرد.
علیاکبر صالحی چه سمتهایی داشته است؟
از مهمترین سمتهای او میتوان به این موارد اشاره کرد: نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی (۱۳۷۷-۱۳۸۲)، معاون دبیرکل سازمان همکاری اسلامی (۱۳۸۶-۱۳۸۸)، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در دو دوره (۱۳۸۸-۱۳۸۹ و ۱۳۹۲-۱۴۰۰)، وزیر امور خارجه (بهمن ۱۳۸۹ تا مرداد ۱۳۹۲)، دو دوره ریاست دانشگاه صنعتی شریف، ریاست دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین، معاون پژوهشی و قائممقام رئیس فرهنگستان علوم ایران (از شهریور ۱۴۰۰)، و رئیس بنیاد ایرانشناسی (از اسفند ۱۴۰۳).
نقش علیاکبر صالحی در توافق هستهای برجام چه بود؟
صالحی بهعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی در دو دولت روحانی، نقش محوری و فنی در مذاکرات منتهی به برجام (ژوئیه ۲۰۱۵) ایفا کرد. در حالی که محمدجواد ظریف رهبری دیپلماتیک مذاکرات را بر عهده داشت، صالحی بهعنوان مسئول ارشد فنی، در گفتوگوهای حساس فنی-سیاسی با مقامات آژانس و کشورهای طرف مذاکره (از جمله وندی شرمن، مذاکرهکننده ارشد آمریکا) مشارکت داشت.
چرا انتصاب علیاکبر صالحی به ریاست بنیاد ایرانشناسی جنجالی شد؟
این انتصاب، که در اسفند ۱۴۰۳ صورت گرفت، با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. در حالی که سخنگوی دولت آن را «گامی ارزشمند» توصیف کرد، برخی تحلیلگران به تخصصی نبودن انتصاب صالحی در حوزه ایرانشناسی اشاره کردند و گفتند او علیرغم سابقه طولانی در عرصههای علمی و دیپلماتیک، تخصص رسمی در ایرانشناسی ندارد. منتقدان همچنین به سن او (۷۵ سال) و سابقه عبور از یک بیماری سخت اشاره کردند.
دیدگاه علیاکبر صالحی درباره مذاکرات هستهای چیست؟
صالحی از حامیان رویکرد دیپلماسی و واقعگرایی در مذاکرات است. او در یکی از موضعگیریهای خود تأکید کرده: «در مذاکره باید امتیازاتی بدهیم تا طرف مقابل بتواند در کشور خود آن را دستاورد معرفی کند. اگر همه امتیازات را بگیریم و هیچ ندهیم، دیگر نیازی به مذاکره نیست.» در سال ۱۴۰۴، او نسبت به مذاکرات جدید ایران و آمریکا ابراز خوشبینی کرد اما درباره «شیطنتهای خارجی و موضعگیریهای نابهنگام داخلی» هشدار داد.
علیاکبر صالحی به کدام جریان سیاسی تعلق دارد؟
صالحی در طیف میانهرو و تکنوکرات جمهوری اسلامی قرار میگیرد و به جریان فکری-سیاسی مشخصی وابسته نیست. این جایگاه فراجناحی، به او اجازه داد در دولتهای با گرایشهای متفاوت ـ از دولت اصلاحات خاتمی، دولت اصولگرای احمدینژاد، تا دولت اعتدالگرای روحانی ـ مسئولیتهای ارشد بر عهده داشته باشد.
آیا علیاکبر صالحی همچنان فعال است؟
بله، علیاکبر صالحی همچنان بهعنوان رئیس بنیاد ایرانشناسی و معاون پژوهشی فرهنگستان علوم ایران فعال است. علاوه بر این، او بهعنوان یکی از مرجعهای تحلیلگر در حوزه پرونده هستهای و دیپلماسی، در رسانهها و نشستهای تخصصی حضور مییابد و دیدگاههای خود را درباره مذاکرات جدید ایران و آمریکا و مسائل فرهنگی-پژوهشی منتشر میکند.
کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام