محسن رفيق دوست

محسن رفیق‌دوست
محسن رفیق‌دوست: هیچی از سر سفره انقلاب بر نداشتم و خیلی هم از جیبم خرج سپاه کردم.
محسن رفیق‌دوست
محسن رفیق‌دوست: گشت ثارالله کار خیلی خوبی بود و با آن تهران تقریبا امن شد.
محسن رفیق‌دوست

افشای نقش تشکیلاتی سپاه پاسداران در تسخیر سفارت امریکا برای نخستین بار

محسن رفیق‌دوست در بخشی از گفتگوی جنجالی خود گفت: من خودم  از قبل از تسخیر لانه جاسوسی در جریان قرار گرفتم و بعنوان مسئول تدارکات سپاه به دانشجویان کمک کردم برای کارشان و امکانات در اختیارشان گذاشتم.

حتی در یک جلسه‌ای توجیه شدم که باید این کار رو کمک کنم.

ادامه مطلب
محسن رفیق‌دوست

رفیق‌دوست: من الان بنیادی دارم که دخترانی که مشکل پیدا میکنند تحویل ما میدهند، ما آنها را اصلاح میکنیم و شوهرشان میدهیم.

 یک جایی بود در تهران به عنوان محله خراب و فساد که دورش را دیوار کشیده بودند

شیخ حسین انصاریان و شیخ علی اسلامی دیوار شهر نو را خراب کردند.

 شبها در خیابان‌ها زنانی که پیدا میکردیم را میبردیم به ساختمانی که مشخص کردیم و هفته‌ای یکی از بزرگانی نظیر آیت‌الله مهدوی کنی، قرائتی و .. را میبردیم و سخنرانی میکردند.

بعد آنها را آماده میکردیم و اعلام میکردیم که اینها بعد از مدتی قابل ازدواج هستند و شوهرشان میدادیم.

شهرنو که جمع شد موضوع پنهان شد؟

اجتماع بیاید مساله عقد موقت را آسان کند و راه بگذارد.
 

ادامه مطلب
محسن رفیق‌دوست

رفیق‌دوست: به خاطر «حجاب بد» همسر آقای بازرگان ارادتم به او کم شد.

 پیش از انقلاب برای نماز عید فطر به امامت آیت‌الله طالقانی میخواندیم.

من دیدم آنجا یک خانم مسنی هم بد حجابه و هم آرایش کرده و فهمیدم که همسر آقای بازرگان هست. از آن زمان ارادت من به آقای بازرگان کم شد. 

ادامه مطلب
محسن رفیق‌دوست

شیخ محمد محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاههای انقلاب به محسن رفیق دوست گفت: وقتی یک جایی آتش میگیره تر و خشک با هم میسوزند و ممکنه چند تا اشتباه کرده باشیم.

محسن رفیق‌دوست: از آقای محمدی گیلانی پرسیدم بنظر شما همه احکامی که شما دادید مو لای درزش نمیره؟

آقای محمدی گیلانی گفت: پسرم ما که علم غیب نداریم ما بر اساس مدارک و شواهد حکم صادر میکنیم. اما تو اینو میدونی که وقتی یک جایی آتش میگیره تر و خشک با هم میسوزند و ممکنه چند تا اشتباه کرده باشیم.

ولی مطمئنیم جلوی خدا پاسخگو هستیم.

ادامه مطلب
محسن رفیق‌دوست

رفیق‌دوست: وقتی میخواستند مهدی رحیمی را برای تیرباران به پشت‌بام مدرسه رفاه ببرند، مرا دید و گفت: خواهش میکنم دستانم و چشمانم را نبندید.

روایت محسن رفیق دوست از ملاقات با سپهبد مهدی رحیمی رییس شهربانی و فرماندار نظامی تهران در بهمن ۱۳۵۷ در قبل از انقلاب و در حین اعدام

رحیمی پیش از انقلاب به من گفت خونی که در رگ ماست خون شاهنشاهیه، شاه رفته اگر نیاید پسرش

کلاهش را روی چوب رختی گذاشت گفت اگر این کلاه شاهی را بالای این چوب رختی بگذارند من بهش سلام میدهم.

ادامه مطلب
محسن رفیق‌دوست

روایت محسن رفیق دوست از نحوه بازداشت امیرعباس هویدا و ملاقاتش با او در زندان قصر: هویدا خودش زنگ زد و خودش را تخویل داد.

 هویدا درخواست کرد که در زندان قصر او را ملاقات کنم و یکساعت با هویدا قدم زدم و وصیت کرد.

در مدرسه رفاه زیر گوش ارتشبد نصیری زدم.

فردوست خیلی خوب داشت همکاری میکرد اما متاسفانه مرد.

ادامه مطلب